تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
مىكند - اين قانع شدن ، موقتى بوده و طلحه پس از مدت كوتاهى عقل و صوابش را بازيافته و فهميده كه استدلال عثمان محكم نبوده است . به همين سبب ، مبارزه و تحريكاتش را ادامه داده است ، چنان كه تاريخ ثابت كرده كه وى در سختگيرى و شدت عمل نسبت به عثمان پافشارى داشته است . اين حداكثر چيزى است كه مىتوان در مورد ادعاى اين روايت جعلى فرض كرد . به‌علاوه چنان كه قبلا گفتيم قبول رفاقت و همدمى ميان پيامبر اكرم و عثمان كار ساده و آسانى نيست و نمىتوان آن را به سهولت تصديق كرد ، زيرا هيچگونه تجانسى ميان آن دو وجود ندارد . رفاقت مثل برادرى و همدمى است و هرسه نتيجهء تجانس و هم‌سنخى اعتقادى و اخلاقى و توافق در رفتار و فضايل ، و اين همان‌طور كه حديث برادرى دلالت دارد ، ويژهء على بن ابى طالب عليه السّلام بوده است و آن ويژگى را كه در حديث « اى على ! تو برادر من و همدم و رفيقم در بهشتى » « 1 » آمده ، براهين قاطع و اعتبارات درست تأييد و تحكيم مىنمايد . 11 - ابو يعلى و ابو نعيم و ابن عساكر « 2 » و حاكم نيشابورى « 3 » روايتى ثبت كرده‌اند از طريق شيبان بن فروخ ، از طلحة بن زيد دمشقى ، از عبيدة ابن حسان ، از عطاء كيخارانى از جابر بن عبد اللّه به اين مضمون : ما با عده‌اى از مهاجران ، از جمله ابو بكر و عمر و عثمان و على و طلحه و زبير و عبد الرحمن بن عوف و سعد بن ابى وقاص ، رضى اللّه عنهم ، در خانهء ابن حشفه بوديم . پيامبر خدا فرمود : هر يك از شما برخيزد و در كنار همتايش بنشيند . خود پيامبر هم برخاسته به طرف عثمان رفت و او را در آغوش گرفت و گفت : تو ولى من در دنيا و آخرتى . حاكم نيشابورى اين را صحيح شمرده ، ولى ذهبى در اين خصوص مىگويد : نظر من اين است كه ضعيف است ، زيرا نام طلحة بن زيد در سند آن هست كه سخنش پوچ است . و از عبيدة بن حسان هم نقل كرده كه او نيز راوى معتبرى نيست . سيوطى مىگويد : روايتى است جعلى . طلحه روايتش قابل استناد و استدلال نيست و عبيده روايات جعلى از زبان اشخاص موثق نقل مىكند . « 4 »
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد : 12 / 268 . ( 2 ) . تاريخ ابن عساكر : 7 / 65 . ( 3 ) . المستدرك : 3 / 97 . ( 4 ) . اللئالى المصنوعة : 1 / 317 .