است ، آيا اين دو بهعنوان دو نمونه ، متساوى و همسانند ؟ « 1 » آن پيامبرى كه پيام توحيد آورده و خويشتن را تسليم خدا ساخته است و نيكوكار است و پروردگارش را خالصانه و زير پرچم لا إله الا اللّه مىپرستد و آويزهء گوشش اين فرمودهء الهى است كه : بگو : خدا ، آنگاه به حال خودشان واگذار « 2 » ، و ورد زبانش : توفيق رسانم جز خداى يگانه نيست و به او تكيه مىنمايم . « 3 » اما عثمان اسير چنگال هوسهاى تنى چند تبهكار چون مروان و معاويه و سعيد بن عاص و ديگر امويانى است كه از قماش آنهايند ، و طبق خواستهاى شهوانى و هوسناك آنها سير مىكند ، تا آنجا كه مولاى ما به او تذكر مىدهد : مروان از تو خشنود نمىشود و تو از او خشنود نمىشوى جز به اين ترتيب كه دين و عقلت را بربايد . تو شتر باركش را مىمانى كه او را به هرجا بكشند ، برده مىشود . « 4 » عثمان به سوى پروردگارش رفت ، در حالى كه كار نيكويى كرده و كار زشتى ، و رفتار بدش گريبانگيرش گشته است .
آه و دريغ ، اى پيامبر عظيمالشأن ! روزگار ترا پايين آورده و پايينتر تا ترا در طراز عثمان و در رديف او قرار داده و همتا و رفيق و همدمش گردانيده است ، آن هم پس از آن مراتب بلند كه نايل گشتهاى و بعد از آنكه پروردگار ترا از ميان همهء جهانيان برگزيد و برترى بخشيد و ترا پيامبرى راستگفتار گردانيد . عدهاى كه خود را از امت تو مىشمارند ، چنين پاداش ناجوانمردانهاى به تو مىدهند . ستمكاران به زودى خواهند دانست كه به كجا درمىآيند . « 5 »
كسانى كه بايد وديعهها و ذخاير علمى اسلام را با امانت و دقت حفظ و نقل مىكردند ، از ره خيانت اين روايت را در برابر و به منظور پايمال ساختن آن حديث صحيح و راست پيامبر اكرم در حق على عليه السّلام ساختهاند ، حديث مفصلى كه از ابن عباس نقل شده است و در آن به على عليه السّلام مىفرمايد : تو ولى و دوستدار منى در دنيا و آخرت . اين حديث راست را احمد حنبل با سند صحيح و متين ثبت كرده « 6 » و چنان كه
هامش
( 1 ) . زمر 39 / 29 .
( 2 ) . انعام 6 / 91 .
( 3 ) . هود 11 / 88 .
( 4 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 9 / 174 .
( 5 ) . شعراء 26 / 227 .
( 6 ) . مسند احمد حنبل : 1 / 331 .