نقل وى نمىتوان استناد و استدلال فقهى كرد .
ترمذى اين روايات را از طريق طلحة بن عبيد اللّه آورده مىگويد : عجيب و بيگانه از ذهن است و سندش قوى و محكم نبوده و منقطع است .
3 - عبد الرحمن بن ابى زناد كه يحيى بن معين دربارهء او مىگويد : از كسانى نيست كه علماى حديث يا راويان به روايتش استناد نمايند ، وى بىاعتبارست . ابن صالح و ديگران از قول ابن معين دربارهاش مىگويند : ضعيف است .
دورى از قول ابن معين مىگويد : روايتش قابل استناد و استدلال نيست . صالح بن احمد از قول پدرش مىگويد : روايتش مشوّش است . از ابن مدينى نقل شده كه او در نظر همكاران ما ضعيف است . نسائى مىگويد : به روايت وى نمىتوان استناد و استدلال كرد .
ابن سعد مىگويد : زياد روايت مىكرده و روايتهايى كه از قول پدرش آورده ضعيف و سست شمرده است . « 1 »
از همهء اينها گذشته ، من از اين رفاقت و همدمى تعجب مىكنم و از اينكه چرا او افتخارش را يافته است ، اما هيچيك از اصحابى كه در راه اسلام پيش قدم بودهاند و صاحب فضايل و كمالات و كارهاى قهرمانانهء بزرگ ، و نيز امير مؤمنان و مولاى متقيان از آن بهرهاى نداشتهاند ، همان كسى كه در قرآن نفس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شمرده شده و در حديث مؤاخات برادرش و همگونش از لحاظ روحيات و كمالات و ايمان ؛ آن يگانه مدافعش در نبردها كه به صريح آيهء تطهير از لحاظ عصمت و پاكى نمونهء بارز شخص پيامبر است و به موجب حديث متواتر معروف دروازهء شهر دانش نبوى . عثمان چه خصوصيت و امتيازى داشت كه به اين مقام نايل آمد ؟ كدام امتياز را على نداشت و او داشت ؟ آيا با آورندهء عالى مقام پيام الهى از لحاظ نسب يا فضايل اكتسابى ، مانند دانش و تقوا و دليرى و پارسايى مشابهتى داشت ؟ يا پيرو گوش به فرمان و پيگير و جدى قرآن و سنت پيامبر بود ؟
هرگاه آنچه را كه در زمينهء كردار و گفتار و دانستههاى عثمان آورديم ، ملاحظه نموده باشيد ، يقين مىفرماييد كه محال است آنچه اين روايت سست بنياد و بىسند براى وى
هامش
( 1 ) . تهذيب التهذيب : 6 / 171 .