روى زمين و علم همهء قبايل عرب رجحان داشته است ، و از اين گونه خرافات و ياوهها دربارهاش آوردهاند « 1 » ، در حالى كه مىدانيم به معاملات بازارى اشتغال داشته و به آموختن قرآن و سنت نرسيده است ، و همهء مردم حتى زنان از و دينشناستر بودهاند « 2 » ، يا در نهى كردن وى از منكر و باطل و مخالفتش با آوازهخوانى پر گفتهاند ، در حالى كه مسلم است از بس هوسباز بوده ، به آن پرداخته و جايزش دانسته است . « 3 »
بنابر همين قاعدهء اساسى ، وقتى ديدهاند تاريخ صحيح و حقايقى كه از شرح حال عثمان هست ، ثابت مىماند كه از فضيلت شرم و حيا بىبهره بوده او را بدينگونه در برابر جامعه مجسم مىسازد ، اين تصوير كاذب را در روايات جعلى از او ساختهاند تا وى را بهصورت پرشرموحياترين شخصيت امت محمد و بزرگوارترينش بنمايند ، شخصيتى كه فرشتگان از او شرم مىنمايند . بنابراين ، شرم و حياى عثمان درست مثل شجاعت ابو بكر و علم و دانش عمر است يعنى اصل و حقيقتى ندارد ، تا كم و زياد داشته باشد ، درست مانند امانتدارى و دانشمندى معاويه كه از زبان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در اين باره چنين ساختهاند : « معاويه از بس علم و دانش داشت و در مورد كلام پروردگارم ( يعنى الهامات ، يا قرآن ) بهقدرى امين و طرف اعتماد بود كه نزديك بود به پيامبرى برانگيخته شود » و امينان هفتاند : لوح ، قلم ، اسرافيل ، ميكائيل ، جبرئيل ، محمد و معاويه . « 4 »
امانتدارى معاويه و مقدار بهرهاش از اين فضيلت ، در روايتى كه ابو بكر هذلى آورده نمايان است . « 5 »
8 - حاكم نيشابورى روايتى ثبت كرده است از طريق دارمى ، از سعيد بن عبد اللّه جرجسى ، از محمد بن حرب ، از زبيدى ، از زهرى ، از عمرو بن ابان پسر عثمان از جابربن
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 6 / 82 ، 331 و 8 / 62 ، 63 .
( 2 ) . همان : 6 / 83 - 325 .
( 3 ) . همان : 8 / 64 - 81 ، 86 ، 94 - 96 .
( 4 ) . همان : 5 / 308 .
( 5 ) . رك : الاغانى : 11 / 113 ؛ حياة الحيوان ، دميرى : 1 / 351 ؛ المحاضرات ، راغب : 2 / 125 .