عبد اللّه ، رضى اللّه عنهم ، كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : امشب مردى صالح در خواب ديد كه ابو بكر از پى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىآيد و عمر از پى ابو بكر و عثمان از پى عمر . وقتى از حضور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله برفتيم ، با خود گفتيم : مقصود از مرد صالح پيامبر خداست ، و مراد از پى هم آمدن اينكه آنان متصديان همين كارى هستند كه خدا و پيامبرش را جهت آن برانگيخته است .
حاكم نيشابورى به دنبال اين روايت مىگويد : دارمى گفته است : از يحيى بن معين شنيدهام كه مىگفت : اين حديث را محمد بن حرب به پيامبر مىرساند ، ولى مردم آن را از قول زهرى به صورت مرسل نقل مىكنند . كسى كه قول زهرى را از وى نقل مىنمايد عمرو بن ابان است ، در حالى كه ابان بن عثمان پسرى به نام عمرو نداشته است . « 1 »
رؤياى شگفتانگيزى است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در جمع اصحابش شرح داده ، ولى هيچ كس از آن ميان نقلش نكرده جز جابر بن عبد اللّه ، و او هم هيچ ترتيب اثرى در عمل خويش به آن نداده ، و براى هيچكس نقل نكرده جز براى نوادهء عثمان به نام عمرو بن ابان كه اساسا وجود نداشته است يا حداقل در وجود چنين شخصى اختلاف هست .
به راستى بايستى مستدرك الصحيحين انباشته از چنين رواياتى باشد .
9 - ابن ماجه روايتى ثبت كرده است از قول ابو مروان ، محمد بن عثمان اموى عثمانى ، از پدرش عثمان بن خالد ، نوادهء عثمان بن عفان ، از عبد الرحمن بن ابى زناد ، از پدرش ( بردهء آزاد شدهء عايشه دختر عثمان ) ، از اعرج ، از ابو هريره كه پيامبر خدا فرمود : هر پيامبرى در بهشت رفيقى دارد و رفيق من در آنجا عثمان بن عفان است . « 2 »
رجال سند روايت اينها هستند :
1 - ابو مروان كه پيش از اين به وضعش اشاره رفت . « 3 »
2 - عثمان بن خالد كه قبلا نظر حافظان حديث را دربارهاش ديديم « 4 » ، و اين را كه مورد اعتماد نيست و رواياتش همگى غير محفوظند ، و احاديث جعلىاى را روايت كرده و به
هامش
( 1 ) . المستدرك : 3 / 102 .
( 2 ) . سنن ابن ماجة : 1 / 53 .
( 3 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 9 / 290 .
( 4 ) . همان : 9 / 291 .