شده است و فرزند ابو العاص كه پيامبر طبق حديث صحيح و درستى دربارهاش فرمود :
هرگاه فرزندانش به سى مرد برسند ، مال خدا را در انحصار خويش درمىآورند و در ميان خودشان دست به دست مىگردانند و بندگان خدا را بردهء خويش مىسازند و دينش را ضايع مىگذارند . سرانجام ، در دورهء حكومت عثمان كه خود رئيس و يك تن از ايشان بود ، شمارهشان به سى رسيد ، چنان كه اشاره رفت و سخن ابوذر را كه آنها را تحت نظر داشت ، در اين خصوص آورديم . مگر ممكن است از اين خانواده پليد فرزندى درستكار در وجود آيد ؟
آيا باوركردنى است كه پيامبر از ميان همهء اصحابش اين حديث را فقط به گوش پسر عمو خوانده باشد ؟ يا مىتوان تصور كرد كه آن را در جمع اصحاب اعلام داشته است ، ولى آنان كر بوده يا نشنيده گرفتهاند ، يا شنيده و همان روز فراموش كردهاند ؟ يا آن را به خاطر سپردهاند ، اما روزى كه نعش پرشرمترين و بزرگوارترين فرد امت را سه روز در محل زباله رها نمودند و دفن نكردند ، از ياد بردهاند ؟ آن زمان كه عدهاى شبانه دفنش كردند بدون غسل و كفن و بىآنكه نماز ميت بر او بخوانند ، و آن هنگام كه جنازهاش را سنگباران كردند و يكى از دندههايش را شكستند و در گورستان يهوديان به خاكش سپردند و از ترس اينكه گورش را بيابند و بشكافند ، هيچ سنگ و نشانهاى بر آن ننهادند .
بهعلاوه ، سند روايت درست و اساسى نيست ، زيرا در آن نام زكريا بن يحيى وجود دارد و او ضعيف است و شيخ و استادش نيز در بيان سند و متن به خطا مىرفته و در احاديث بسيارى دچار اشتباه گشته است ، و بسيار حديث غريب و بيگانه از ذهن آورده كه هيچكس جز او روايت ننموده است . « 1 »
7 - ابن عساكر در شرح حال عثمان از طريق ابو هريره چنين حديثى را به پيامبر نسبت داده است : حيا از ايمان است و با حياترين فرد امتم عثمان است .
اين حديث را سيوطى در الجامع الصغير ضعيف و سست دانسته ، و مناوى با او
هامش
( 1 ) . رك : تاريخ بغداد ؛ ميزان الاعتدال ؛ لسان الميزان .