حمل سنگ براى آن ، دوباره خودش را لخت كرده است . يا اين روايتشان را چگونه با حديثى مطابقت و سازگارى مىدهند كه بزّاز از ابن عباس نقل كرده كه گفت : پيامبر در پى ديوار و درون اطاق شستشو مىكرد و هيچكس قسمت پوشيدنى بدنش را نديده است .
بعد مىافزايد : سند اين روايت نيكوست . « 1 » مهمتر از آن اين روايت كه قاضى عياض آورده از قول عايشه ، رضى اللّه عنها ، كه من هرگز قسمت پوشيدنى بدن پيامبر خدا را نديدم . « 2 »
تو اى أم المؤمنين ! ميان ما و اين راويان و ناقلان ياوهگو ، داور باش و منصفانه در حق كسانى قضاوت كن كه به همسر بزرگ و پاكت چيزهايى نسبت مىدهند كه افراد فرومايه هم از آن عار دارند . آنان دربارهء مردى كه هيچكس حتى همسرش ، يعنى تو كه از هركس به خلوت و كارهاى خصوصى او داناترى ، قسمت پوشيدنى بدنش را نديده است ، مىگويند : در حالى كه لخت بوده و پيراهنش را كنده و روى دوشش گذاشته ، در ميان كارگران سنگ حمل مىكرده است .
اى أم المؤمنين ! از رواياتى كه از تو نقل كردهاند ، كداميك راست است ؟ اين حديثت يا آنكه مىگويند تو دربارهء عثمان گفتهاى ؛ با وجود اينكه از همسرت روايتها هست كه فرمود : ران جزو قسمت پوشيدنى و ممنوعهء بدن است .
پندارى أم المؤمنين همين الآن است كه دارد جواب مىدهد و مىگويد : به من همچنانكه به همسرم دروغ بستند ، دروغ بسته و روايتها از زبانم ساختهاند . آنچه از دهانشان به درمىآيد ، حرفى سهمگين و خطرناك است و جز دروغ نيست .
دروغ بافان به زودى خواهند فهميد كه بزرگكردن ديگران و فضيلت تراشيدن براى آنها به قيمت هتك حيثيت پيامبر گرامى و عزيز اسلام ، جرم سهل و سادهاى نيست و فردا خداى توانا به داورى كارشان خواهد نشست و پيامبر اكرم به دادستانى و دادخواهى .
كاش مىدانستيم آيا عايشه معتقد بوده كه ملكهء شرم و حيا در وجود عثمان پايدار
هامش
( 1 ) . رك : فتح البارى : 6 / 450 ؛ شرح المواهب ، زرقانى : 4 / 284 .
( 2 ) . الشفا ، قاضى عياض : 1 / 91 .