سنت است .
اظهار نظرهاى عثمان كه مخالف قرآن و سنت است ، يك سلسله كار ديگر است كه به نوبهء خود مىتواند ماهيت او و خلق و روحيه و ميزان شرم و حيايش را معين نمايد ، نظرياتى كه در مورد نماز و هدايا و صدقات يا مالياتهاى اسلامى و خمس و زكات و حج و ازدواج و قانون كيفرى و ضمانتهاى حقوقى از خود ساخته و با لحن زنندهاى اظهار داشته است ، چنان كه گفت : اين نظرى است كه من دارم ! يا هرچه از غنايم و درآمد عمومى مورد احتياجمان باشد برمىداريم ، هرچند عدهاى مخالف باشند . اين مال خداست ، به هركه بخواهم مىدهم و هركه را بخواهم از آن محروم مىسازم . خدا پوزهء كسى را كه نمىتواند ببيند ، به خاك بمالد . در اين هنگام على به او اخطار فرمود : در اين صورت از كارت جلوگيرى خواهد شد و نمىگذاريم چنين كارى بكنى ، و عمار ياسر گفت : خدا را گواه مىگيرم كه من اولين كسى باشم كه نتواند اين طرز كارت را ببيند . « 1 »
عثمان مردم را تحريك مىكرد كه به نظريات و آراى خلاف اسلام او عمل كنند ، و كار را به جايى رساند كه روزى امير المؤمنين على در جوابش كه گفته بود : نبينم دست به كارى بزنى كه مردم را از آن نهى كردهام ، فرمود : هرگز سنت رسول خدا را ترك نخواهم كرد تا حرف مخالفى را كه يك نفر زده است ، به كار بندم ! يا فرمود : من كسى نيستم كه سخن رسول خدا را به خاطر حرف تو ناديده گيرم ! و مقاومتش در برابر بدعت خواهى عثمان به جايى رسيد كه در يك مورد نزديك بود جان در اين راه بگذارد . « 2 »
عثمان بدينگونه ديگران را گستاخ كرد تا در برابر حكم خدا و سنت پيامبر اكرم به اظهارنظر خودسرانه و اتخاذ آراى مغرورانه بپردازند ، چنان كه معاويه و مروان و ديگر افراد خانوادهء او بعدها دين خدا را بازيچه ساختند و آن را چون چرخك كودكانه به هر سو كه هوس مىكردند ، مىچرخاندند .
عبيد اللّه بن عمر - قاتل جمعى بىگناه - را كه بايد اعدام مىشد ، در پناه خويش گرفت و قانون جزاى اسلام را در موردش تعطيل كرد ، چنان كه از اصحاب هركه صاحب نظر بود
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 9 / 15 .
( 2 ) . همان : 6 / 219 و 8 / 130 .