مىپردازد ، چنان كه شاعر گويد :
- از خانه و ديارشان آواره و تبعيد گشتهاند ، پندارى مرتكب گناهان بخشايش ناپذير شدهاند .
ابوذر ، آن راستگوى بزرگ كه دين و پيامبر را براستى و از سر صدق تصديق كرد ، در جريان تبعيد پاهايش مجروح گشت و سرانجام در تبعيدگاه عثمان يكه و تنها درگذشت .
اين مختصرى است از شرم نامهء عثمان تا هرمحقق و متفكرى انصاف بدهد كه او را چه مايه از شرم و حياست ، و آيا نشانهاى از حيا در آن هست ؟ يا در همهء آن احوال و شرايطى كه چنين حرفها از دهانش بيرون آمده يا كارها از او سر زده و فرمانها رقم خورده است ، اثرى از آن ملكهء فاضله كه مانع و رادع هركژى و جنايت و خطاست ، در آن ديده مىشود . ديگر صفحات زندگى او را از روى اين شرم نامه مىتوان قياس كرد .
نكتهء جالب توجه ديگر در اين حكايت ساختگى اين است كه مىگويد پيامبر اكرم از عثمان بيش از ابو بكر ملاحظه كرده و حيا نموده است ، در حالى كه اگر روايت ديگرى كه همين جماعت نقل كردهاند راست فرض شود ، چارهاى جز تكذيب اين روايت نمىماند ، زيرا در آن روايت « 1 » ادعا شده كه خدا از ابو بكر شرم كرده و بر اثر آن شرمندگى ، پيامبرش را دروغگو شمرده است ! و در اين روايت ادعا مىشود كه فرشتگان از عثمان شرم مىنمايند . پس مقام ابو بكر برتر از عثمان است به لحاظ شرم و حيا . اگر قرار باشد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از كسى بيش از ديگران شرم نمايد ، ابو بكر است نه عثمان ، زيرا از آن يك ، خدا شرم نمود ، و از اين يك ، فرشتگانش ! پس چگونه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از كسى كه خدا از او شرم نموده ، شرم ننموده و از كسى شرم كرد كه فرشتگان از او در شرمند ؟ چگونه وقتى ابو بكر وارد اطاق شد ، خود را جمع و جور نكرد و براى عثمان كرد ؟
دگربار به روايت شرم و حياى عثمان برگرديم و آن را از لحاظ ديگر مطالعه كنيم .
سازندهء آن مفتون عثمان بوده و فقط يك چيز را منظور داشته و آن بزرگكردن عثمان و فضيلت ساختن براى او بوده است و هيچ نينديشيده كه با اثبات چنين فضيلتى براى
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 7 / 248 .