تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
عثمان ، همان فضيلت را از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله سلب مىنمايد ، يا انديشيده و در اين كار تعمد داشته است ! به پيامبر گرامى نسبت داده كه رانهاى خويش را در برابر اصحابش عريان نموده و اعتنايى به حضورشان نكرده تا وقتى كسى سر رسيده كه فرشتگان از او در شرمند ، آنگاه رانهاى خويش را پوشانده است . مىگوييم : اولا : اين كار را مردان بزرگ و عالى مقام هيچ ملتى مرتكب نمىشوند ، و فقط افراد طبقات بىفرهنگ مثل اعراب بيابانگرد ممكن است دست به آن بزنند . پيامبرى كه در وقار و متانتش طعنه به كوهساران مىزند و در معرفت دريايى بيكران است و در حيا چنان كه ابو سعيد خدرى مىگويد : از دوشيزهء در حجاب شرمگين‌تر است « 1 » ، و چون چيزى را ناخوشايند مىداشت در چهره‌اش مىخوانديم و خدا چنان ادب و اخلاقش آموخته بود كه هيچ ناپسندى در وى يافت نشد و چندان تهذيبش كرده بود كه خلق و خويش بدان عظمت رسيد كه در حقش فرمايد : براستى تو داراى خلق و خوى عظيمى هستى « 2 » ، هيچ مؤمن فهميده‌اى كه او را شناخته و به عظمتش پى برده باشد ، جرأت و جسارت اين را ندارد كه چنين نسبتى كه در روايت جعلى و دروغين آمده ، به وى بدهد . ثانيا : آن شريعتى كه حضرتش آورده و مكتب اخلاقىاش ران را عورت و از محلهاى پنهان كردنى بدن شمرده و دستور پوشاندنش را داده است . 1 - 2 - احمد حنبل پيشواى حنبليان روايتى از قول محمد بن جحش - خويشاوند پيامبر - ثبت كرده كه پيامبر از كنار معمر كه در كنار مسجد سرپا نشسته و قسمتى از رانش ديده مىشد ، بگذشت . به او گفت : رانت را بپوش معمر ! زيرا ران از محلهاى پوشيدنى بدن است . « 3 » با سند و عبارت ديگرى از طريق محمد بن جحش نيز آمده است : همراه پيامبر بودم . از كنار معمر كه رانهايش عريان و پيدا بود ، بگذشت و به او گفت : رانهايت را بپوشان ، زيرا
هامش
( 1 ) . صحيح البخارى : 5 / 203 ؛ صحيح مسلم : 7 / 78 . ( 2 ) . قلم 68 / 4 . ( 3 ) . مسند احمد بن حنبل : 5 / 290 .