به اينكه باحياترين فرد بشر يا پر شرمترين فرد امت اسلامى باشد يا فرشتگان از او شرم داشته باشند .
بار ديگر اين كارها و حرفهايش را به ياد آوريم و از نظر بگذرانيم تا وجود حيا و مقدار شرمش را به درستى دريابيم :
به مولاى ما امير المؤمنين على عليه السّلام مىگويد : به خدا قسم تو در نظر من برتر از مروان نيستى . آيا عثمان وقتى اين حرف را مىزد ، نمىدانست خدا در قرآن مجيد على را نفس پيامبر اكرم شمرده و به صراحت از هرآلايش برى و پيراسته دانسته است ، و نمىدانست كه مروان بن حكم تبعيدىاى فرزند تبعيدى است و قورباغهاى قورباغهزاده و ملعونى پسر ملعون ؟ « 1 »
وقتى نامهاش را كه حاوى فرمان قتل محمد بن ابى بكر و دوستانش و شكنجه و آزار آنان بود ، را به او ارائه مىدهند و بازخواستش مىكنند ، پس از انكار اينكه نامه را نوشته و آن پيك دولتى را فرستاده باشد ، امام پاك و سرور خاندان پيامبر اكرم را متهم به نوشتن و جعل آن نامه مىكند و به او مىگويد : ترا متهم به اين كار مىكنم و منشىام مروان را .
به امام على بن ابى طالب عليه السّلام مىگويد : هيچ گردنكش قانون شكنى نيست كه ترا نردبان و وسيله و ياور خويش نساخته و پشت و پناه خود نگردانيده باشد .
چون امام دربارهء عمار ياسر با او سخن مىگويد و از تبعيد وى برحذرش مىدارد ، به او مىگويد : تو بيش از او مستحق تبعيدى .
مروان بن حكم و ديگر درباريانش را كه از قماش مروان بودند ، در كار ابوذر - آن صحابى عظيمالشأن - طرف مشورت قرار داده مىگويد : دربارهء اين پيرمرد دروغساز نظر بدهيد كه بزنمش يا زندانىاش كنم يا بكشمش ؟ در حالى كه در گوش خودش و همهء اصحاب اين سخن پيامبر گرامى طنينانداز است كه فرمود : نه آسمان بر راستگوتر و صريحتر از ابوذر سايه افكند و نه زمين كسى چون او را به برگرفته است . نظير اين حديث است ديگر سخنان تمجيدآميز آن حضرت در حق ابوذر . « 2 »
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 8 / 260 .
( 2 ) . همان : 8 / 312 .