از دست خواهد داد . وقتى امانتدار نبود ، خائنى خواهد شد كه به او خيانت نيز مىشود .
چون چنين شد ، حس ترحم و شفقت را از دست خواهد داد . در اين حال مطرود و ملعون خواهد بود . وقتى مطرود و ملعون گشت ، پيوند اسلام از او گسسته و از مسلمانى بيرون خواهد شد . « 1 »
شرم و حيا ثمرى جز خير و نيكى ندارد . « 2 »
مناوى در شرح اين حديث مىگويد : زيرا كسى كه از مردم خجالت بكشد كه در برابرشان كار زشتى انجام دهد ، به اين حال كشانده خواهد شد كه از پروردگارش بيش از مردم خجالت بكشد . در نتيجه ، هيچيك از وظايفش را فرو نمىگذارد و دست به خطا و گناه نمىزند . ابن عربى مىگويد : شرم و حيا اين است كه انسان كارى نكند كه اگر ديگران بفهمند چنان كارى انجام داده است ، خجالت بكشد . مؤمن مىداند كه خدا هركارى را كه او بكند ، مىبيند ؛ به همين جهت ، از او خجالت مىكشد كارى انجام دهد كه مايهء شرمسارى است ، و نيز چون مىداند در قيامت كارش را كيفر خواهد داد ، خجالت مىكشد و آنچه را كه مايهء شرمندگى است ترك مىنمايد . اين است شرم و حيا . به همين سبب است كه شرم و حيا ثمرى جز خير و نيكى بار نمىآورد . شرم و حيا در حقيقت خويى است كه انسان را به ترك كار ناپسند وا مىدارد و نمىگذارد در حق ديگران كوتاهى نمايد . يكى از حكيمان گفته است : هر كه جامهء شرم پوشيد ، هيچكس عيبش نديد . « 3 »
اكنون بياييد در زندگانى عثمان تأمل و جستجو كنيم شايد چيزى بيابيم كه ثابت نمايد او شرم و حيايى داشته است . نگاهى به كارهاى او كه ذكر كرديم و حرفها و گفتگوهايش و ترك وظايفى كه از او سر زد ، روشن مىسازد كه نشانهاى از شرم و حيا در آنها نيست ، چه اگر ذرهاى شرم و حيا در او بود ، چنان كارها از او سر نمىزد و آن حرفها را به زبان نمىآورد و در انجام آن وظايف كوتاهى نمىنمود . او شرم و حيا نداشته است تا چه رسد
هامش
( 1 ) . الترغيب الترهيب : 2 / 167 . اين حديث را ابن ماجه نيز ثبت كرده است .
( 2 ) . بخارى و مسلم و ابن ماجه و منذرى آن را روايت كردهاند .
( 3 ) . فيض القدير : 3 / 427 .