اين روايت را ابو نعيم « 1 » و حاكم نيشابورى « 2 » و ابو عمر « 3 » ثبت كردهاند . و ابن كثير آن را به نقل از احمد بن حنبل آورده است « 4 » ، اسناد آن به قيس بن ابى حازم مىرسد كه گفتهاند : به على عليه السّلام حمله مىكرده است . ابن حجر مىگويد : معروف است كه معتقد به برترى عثمان بوده است و به همين علت ، بسيارى از كوفيان متقدم از روايتكردن از او پرهيز مىنمودهاند . وى آنقدر عمر كرده كه به يكصد و چند سالگى رسيده و فرتوت و خرف گشته و عقلش را از دست داده است . « 5 »
ما هم اگر فرمايشهاى پيامبر گرامى اسلام را كه كمى پيشتر آورديم « 6 » ، پيروى نماييم ، بايستى با كوفيان متقدم همراه شويم و از روايات قيس بن ابى حازم كه به امير المؤمنين على عليه السّلام حمله مىكرده است ، پرهيز نماييم . اساسا هيچ محقق درست رأيى نمىتواند به روايت منافق بدبختى كه خرف گشته و عقلش را از دست داده باشد ، اعتماد كند . سخن ابن ابى الحديد را در همين جلد شنيديم « 7 » كه مىگفت : مشايخ متكلمان و اساتيدمان قيس را مورد انتقاد و حمله قرار داده و گفتهاند : او فاسق و زشتكار بوده و رواياتى كه او نقل كند ، قابل قبول نيست .
9 - ابن عدى از قول ابى يعلى ، از مقدّمى محمد بن ابى بكر ، از ابو معشر يوسف بن يزيد براء بصرى ، از ابراهيم بن عمر بن ابان بن عثمان ، از قول پدرش عثمان روايت مىكند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آهسته به من گفت كه به ناحق و ظالمانه كشته خواهم شد . « 8 »
اصولا ابن عدى اين روايت را دروغين خوانده و از روايات عمر بن ابان كه همهاش غير محفوظ مىباشد ، شمرده است . ابان بن عثمان به طوريكه احمد بن حنبل مىگويد ، حديثى از پدرش عثمان نشنيده است . بنابراين ، چگونه ممكن است عمر بن ابان سخن عثمان را از او نقل كند . حال ابو معشر و ابراهيم بن عمر را در بحث از سومين تمجيدى كه
هامش
( 1 ) . حلية الاولياء : 1 / 58 .
( 2 ) . المستدرك : 3 / 99 .
( 3 ) . الاستيعاب : 2 / 477 .
( 4 ) . تاريخ ابن كثير : 6 / 205 .
( 5 ) . تهذيب التهذيب : 8 / 388 .
( 6 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 9 / 267 - 269 .
( 7 ) . همان : 9 / 73 .
( 8 ) . لسان الميزان : 4 / 282 .