او را خوار مىخواهد . بالاخره به اين صورت : خدايا دوستدار كسى باش كه دوستدار اوست ، و كسى را دشمن بدار كه او را دشمن مىدارد ، و كسى را دوست بدار كه او را دوست مىدارد ، و با كسى كينه بورز كه به او كينه مىورزد ، و كسى را يارى كن كه او را يارى مىكند ، و كسى را قدرت و احترام بخش كه به او احترام مىبخشد ، و كسى را مدد رسان كه به او مدد مىرساند . ديگر صورتها و عبارتها را در جلد اول به شرح آورديم .
بنابراين ، و به استناد اين متنهاى قرآنى و سنتى كه گواهى خدا و پيامبرش را حكايت مىكنند ، عبد اللّه بن شقيق - يكى از راويان آن روايت - منافقى بدبخت است و دشمن خدا و پيامبرش ، كسى كه خدا با او دشمنى مىورزد ، و هيچ خيرى در خودش و در روايت و سخنش نيست ، و روايتى كه او نقل كند ، پذيرفته نخواهد بود و هيچ انسانى تصديقش نخواهد كرده خدا او را خوار و بىمقدار گردانيده و در رستاخيز به روى در آتش دوزخ افكنده است . بگذار حافظان حديث او را مورد اعتماد و از مسلمانان نيكو سيرت بشمارند .
7 - احمد حنبل روايتى نوشته از طريق عبد اللّه بن شقيق بصرى كه مىگويد : هرم بن حارث و اسامة بن خزيم از مرّهء بهزى به من گفتهاند : در حالى كه با رسول خدا در يكى از كوچههاى مدينه مىرفتيم ، از ما پرسيد : از فتنهاى كه همه سرزمينها را فرا گيرد ، چه خواهيد كرد ؟ گفتند : چه بكنيم اى رسول خدا ؟ فرمود : از اين و يارانش پيروى كنيد .
مىگويد : به سرعت دويدم تا به آن مرد رسيدم و پرسيدم : اين اى رسول خدا ؟ فرمود :
همان . ديدم عثمان بن عفان است . در اين هنگام فرمود : او و يارانش . « 1 »
عبد اللّه بن شقيق - يكى از رجال اين روايت - را قبلا شناختيم و ديديم اگر فرمايشهاى پيامبر گرامى را قبول داشته باشيم ، روايت او را نمىتوانيم راست و قابل قبول بشماريم .
8 - احمد بن حنبل روايت ديگرى به ثبت رسانده است از طريق فرج بن فضاله ، از قول عايشه كه گفت : نزد پيامبر بودم و به من فرمود : اى عايشه ! كاش كسى اينجا مىبود و با او
هامش
( 1 ) . مسند احمد بن حنبل : 5 / 33 ، 35 .