تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
مطابق قرآن و سنت عمل نمىكند و از آنها منحرف گشته است . در اين صورت ، موظف به چه فرمان بردارىاى بوده‌اند ؟ و عثمان شكايت از كدام نافرمانبردارى دارد ؟ همچنين وى دم از نقض بيعتشان مىزند ، در حالى كه بيعت پيمانى دو جانبه است و هر جانب به موجب آن تعهداتى دارد كه اگر از ايفاى آن خوددارى نمايد ، نمىتواند از طرف ديگر تقاضاى ايفاى تعهداتش را كند . اصلا وقتى عثمان تعهداتش را زير پا گذاشته و از عمل به موجب قرآن و سنت و روش دو خليفهء پيشين سرباز زده و منحرف گشته و با اين كار عملا پيمان بيعتش را گسسته است ، چگونه از مسلمانان مىخواهد پيمان بيعتش را حرمت داشته و به تعهد خويش داير بر فرمانبردارى از او پاى بند بمانند ؟ همهء مخالفت و كوششهاى مسلمانان و اصحاب اين بوده كه چرا او از قرآن و سنت منحرف گشته و آنها را در عمل زير پا نهاده ، يعنى نقض بيعت كرده است . آن وقت عثمان پس از اينهمه سر و صدا و فعاليت وسيع سرتاسرى كشور دم از اين مىزند كه مسلمانان نقض بيعت كرده‌اند . او به دنبال اين ادعاى بىاساس و ناروا به بسيج لشكر و احضار واحدهاى نظامى استانها برمىخيزد تا اصحاب پيامبر و توده‌هاى مسلمان غيرتمند را به خاك و خون بكشد . مسلمانان چون وضع را بدينگونه يافتند و ديدند كه در معرض كشتار و غارت و آزارند ، به چاره‌جويى كمر بستند و پيش از اينكه بتواند جناياتى را كه در سر مىپروراند عملى سازد كارش را ساختند . اصحاب چرا نبايد از تهمتهاى ناروا و زشتى كه در نامه‌هايش به ايشان زده است ، برآشوبند ؟ در حالى كه آنان مردانى هستند كه به يارى اسلام و پيامبر و پيروانش برخاستند و مهاجران بيكس را پناه دادند و در نبرد با كفار بدانديش و بدخواه فداكارى و جانبازى را به قهرمانى و فراتر از قهرمانى رساندند تا پرچم پرافتخار اسلام برافراشته ماند و برافراشته‌تر گشت . با اين وصف در نامه‌هاى عثمان و به قلمش به قبايل جنگجو و مشرك و مهاجمان خندق و احد تشبيه و تمثيل مىشوند ، و اين تشبيهى سخت نكوهيده و تمثيلى زشت و عجيب است . نكتهء ديگرى كه جالب توجه مىباشد ، تذبذب و دو رويى عثمان در كار توبه و بازگشت به رويهء اصيل اسلامى است ، توبه‌اى كه بالاى منبر و در مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و در