شرح براى آنان خواند :
به نام خداوند مهر گستر مهربان
از بندهء خدا عثمان امير المؤمنين به مسلمانانى كه در مراسم حج حضور يافتهاند :
پس از سپاس و ستايش پروردگار ، من در حالى اين نامه را براى شما مىنويسم كه در محاصرهام و از آب چاه قصر خلافت استفاده مىكنم و چون ذخيرهء غذايىام تمام شده ، از ترس اينكه خود و همراهانم از گرسنگى بميريم ، به اندازهء كافى غذا نمىخورم . نه مرا به توبه مىخوانند تا آن را پذيرفته توبه كنم ، و نه دليل و استدلال مرا حاضرند بشنوند تا زبان به استدلال گشايم . بنابراين ، هركسى را كه نامهام را دريافت مىدارد ، به خدا قسم مىدهم كه بيايد به دادم برسد و حق مرا بگيرد و نگذارد به من ظلم كنند و در حقّم كار باطل و ناپسند روا دارند .
آنگاه عبد اللّه بن عباس كه نطقش را براى قرائت نامهء عثمان قطع كرده بود ، به نطقش ادامه داد و هيچ اشارهاى به نامهء عثمان و استمدادش ننمود .
اين نامهاى است از عثمان به كسانى كه در مراسم حج سال 35 هجرى حضور داشتهاند ، و مىتوان باور داشت كه نامهء اوست . نامهء ديگرى خطاب به حاجيان وجود دارد منسوب به عثمان كه متضمن آيات حكمتآميز و پند و اندرزهاى خير خواهانه است و آثار پارسايى و خداترسى و پاىبندى به دين از مضمونش مىدرخشد و چنين مىنمايد كه نويسندهاش سخت دلبستهء پيروى از قرآن و سنت و اجراى آن است و قدم جاى قدم دو خليفهء پيشين مىگذارد . مفاد اين نامه با روحيات و رويهء عثمان سازگارى ندارد و بعيد است كه آن را او نوشته باشد . اين نامه را طبرى ثبت كرده « 1 » و دكتر طه حسين از معانى مترقى و جملات دلپسند و ترتيب جالب و مطالب گرانقدرش خوشش آمده و آن را در پيوست كتاب خود آورده است « 2 » و ديگر نينديشيده و توجه ننموده است كه سند تاريخى اين نامهء منسوب به عثمان روايتى است از قول ابن ابى سبرهء قرشى عامرى مدنى ، تنها كسى كه از اين نامهء عثمان خبر داده و جاعل و دروغسازى تردست و
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى : 5 / 140 - 143 .
( 2 ) . الفتنة الكبرى 227 - 231 .