تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
از مروان ياد كرد و گفت : خدا رويش را سياه كند ! عثمان در حضور مردم با تقاضاهاى آنان موافقت نمود و بر منبر چندان گريست كه اشكش روان گشت ، اما مروان آنقدر به پروپاى او پيچيد تا عقيده‌اش را عوض كرد . من پيش على رفتم و ديدم ميان مزار پيامبر و منبر است و عمار ياسر و محمد بن ابى بكر در حضور اويند . و آن دو از من پرسيدند : مروان كار خودش را عليه مردم كرد ؟ گفتم : آرى . « 1 »

وصف ديگرى از توبهء عثمان

طبرى مىنويسد : على وقتى مصريان بازگشتند ، نزد عثمان آمد و به او گفت : نطقى براى مردم بكن تا آن را بشنوند و شاهد آن باشند ، و تو نيز خدا را بر نفرت قلبى خويش از خلافكارىهايت و بر توبه‌ات گواه گرفته باشى . كشور عليه تو شوريده است ، و اطمينان ندارم كه كاروان ديگرى از كوفه فرا نرسد و تو به من نگويى : اى على ! سوار شو و پيش آنها برو ، در حالى كه من طاقت رفتن و شنيدن انتقادات آنان را از تو ندارم . يا كاروان ديگرى از بصره فرا رسد و بگويى : اى على ! برو پيش آنان . در آن هنگام اگر نروم مىگويى حق خويشاوندىات را نگاه نداشته و حقت را زير پا گذاشته‌ام . عثمان بر اثر توصيهء على رفت و آن نطق را ايراد كرد و ترك خلافكارىهايش را اعلام داشت و در برابر مردم توبه كرد ، به اين ترتيب كه برخاست و پس از حمد و ثناى پروردگار گفت : اى مردم ! به خدا از همه كارهاى خلافى كه مورد انتقاد قرار داديد ، آگاه بودم و تمام كارهايى را كه كرده‌ام از روى علم و اطلاع بوده است ، ولى چه مىشود كرد كه نفس من به من دروغ گفت و مرا به خيالات باطل كشاند و درك مرا از من بربود . من از پيامبر خدا شنيده‌ام كه هركس بلغزد ، بايست به راه دين بازآيد و هركس به خطا رود ، بايست توبه نمايد و در ادامهء گمراهى لجاجت نورزد ، زيرا هركس در ادامهء انحراف از اسلام لجاجت بورزد ، از راه راست دين دور تر خواهد رفت . بنابراين ، من اولين كسى هستم كه پند پيامبر را به گوش مىگيرد . از خدا به خاطر آنچه كرده‌ام ، آمرزش مىخواهم و توبه مىنمايم و به
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف : 5 / 62 .