گستاخانه زده بودند ، ضربههاى كارى خوردند .
- از اين كيفرها چشمها روشن گشت و دلها شادمان ، و هرانتقامجويى چون به مقصود رسد ، شادمان مىگردد . « 1 »
38 - نامهء مردم مدينه به اصحابى كه در مناطق مرزى بودند
طبرى مىنويسد : مردم چون ديدند عثمان چه كارهايى كرد ، آن عده از اصحاب پيامبر كه در مدينه بودند ، به اصحابى كه در مناطق دوردست و مرزها بودند ، چنين نوشتند :
شما از مدينه و شهر و خانهتان بيرون رفتيد و به جهاد در راه خداى عزّ و جل پرداختيد و مقصودتان بسط دين محمد است ، در حالى كه اكنون آن كسى كه به جاى شما در مدينه حكومت مىكند ، يعنى عثمان دين محمد را تباه كرده و رها نموده است . بنابراين ، شتابان بياييد و دين محمد را برقرار گردانيد .
ابن اثير قسمت اخير نامه را به اين صورت روايت كرده است : دين محمد را خليفهتان تباه گردانيده ؛ بنابراين ، آن را برقرار گردانيد . ابن ابى الحديد هم آن را به اين صورت آورده است : دين محمد را خليفهتان تباه گردانيده ؛ بنابراين ، او را بر كنار كنيد . براثر اين نامه ، دلها عليه عثمان گشت ، و مردم از هرسو به مدينه روى آوردند تا كار به جايى رسيد كه او را كشتند . « 2 »
طبرى از زبان محمد بن مسلمه مىگويد : در سال 34 هجرى ياران پيامبر خدا به يكديگر نامه نوشتند و در آن از رويهء عثمان و اينكه سنّت پيامبر و رويهء اسلامى حكومت را تغيير داده و به جاى آن رويهء ديگرى را اختيار كرده است ، شكايت نمودند ، و از يكديگر خواستند كه بياييد تا اگر خواستار جهاديد ، جهاد در شهر ما مدينه است .
انتقادات مردم و حملاتشان به عثمان فزونى گرفت و به او بدترين حرفهايى را كه مىشود
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن عساكر : 4 / 458 .
( 2 ) . تاريخ طبرى : 5 / 115 ؛ الكامل ، ابن اثير : 5 / 70 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 165 .