به كسى گفت ، مىگفتند ، و اصحاب پيامبر خدا را مىديدند و اين حرفها را مىشنيدند ، امّا نه افراد را از بدگويى نهى مىنمودند و نه به دفاع از عثمان برمىخاستند ، جز تنى چند كه عبارت بودند از : زيد بن ثابت ، ابو اسيد ساعدى ، كعب بن مالك ، و حسّان بن ثابت . پس مهاجران و عدهاى ديگر در خدمت على تشكيل جلسه دادند و از او خواهش كردند با عثمان مذاكره كند و او را نصيحت و ارشاد نمايد . در نتيجه ، وى نزد عثمان رفته به او گفت : مردم پشت سر من هستند و من از نزد آنان مىآيم . « 1 »
39 - نامهء مهاجران به اصحاب و تابعانى كه در مصر بودند
به نام خداوند مهرگستر مهربان
از مهاجران پيشاهنگ و بازماندهء شوراى شش نفرهء انتخاب حاكم ، به اصحاب پيامبر و تابعانى كه در مصر زندگى مىكنند :
پس از سپاس و ستايش پروردگار ، پيش ما بياييد و قبل از اينكه خلافت پيامبر خدا را از صاحبان و شايستگانش بربايند ، آن را به سامان آوريد ، زيرا به جاى كتاب خدا چيز ديگرى انتخاب شده است ، و سنّت و رويهء پيامبر خدا دگرگونه گشته است ، و مقررات دو خليفهء پيشين جاى خود را به مقررات تازهاى داده است . بنابراين ، همهء اصحاب و تابعانى را كه اين نامه را دريافت مىنمايند يا از آن اطلاع پيدا مىكنند ، به خدا قسم مىدهيم كه بياييد اينجا و حق ما را بگيريد و به ما بدهيد . اگر به خدا و روز جزا ايمان داريد ، پيش ما بياييد و حق را بر همان صورت و روشى برقرار گردانيد كه به هنگام رحلت پيامبرتان و خلفاى سابق بود . حقّمان را از دستمان ربودهاند ، و بر درآمدهاى عمومىمان مسلط گشتهاند ، و مانع كار و حكومتمان گشتهاند . خلافت در دورهء پس از پيامبرمان ، خلافت پيامبرانه و مايهء رحمت بود و امروز به سلطنت دردناك و بيرحمانهاى تبديل گشته است كه در آن هركه بر هرچه از درآمد عمومى يا اموال خصوصى افراد دست يابد ، آن را مىخورد . « 2 »
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 9 / 74 .
( 2 ) . الامامة و السياسة : 1 / 32 .