تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
فضل بن عباس در جواب وليد بن عقبه چنين مىگويد : - به قصاص خونى برخاسته‌اى كه حق خونخواهىاش را ندارى . ترا به او چه و او را به تو چه ؟ - تو با چسباندن خودت به عثمان و خونخواهىاش به كرّه‌خرى مىمانى كه چون افتخارمندان بناى افتخار و برترى بگذارند ، پدرش را از ياد برده به مادرش افتخار مىنمايد . - هان ! بهترين انسانها پس از محمّد ، در نظر خدا و خردمندان وصى اوست . - آن‌كه نخستين نمازگزار با پيامبر است و برادرش ، و اولين مردى كه در بدر گمراهان را به خاك انداخت . - اگر انصار ، ستمگرى پسر عموتان عثمان را ديده بودند ، و او را از ستمگرى بازمىداشتند و يارى نمىدادند . - همين عيب و ننگ براى او بس كه انصار به كشتنش اشاره نمودند و او را به سياهپوستان مصرى واگذاشتند . « 1 » عمرو عاص در جنگ صفين فرياد برآورد : - اى سربازان سخت ايمان ! به پا خيزيد و از خدا مدد بخواهيد . - به من خبر جالبى رسيده است ، اين خبر كه على ، عثمان بن عفان را كشته است . - پيشواى ما را بدانگونه كه بود ، به ما برگردانيد . مردم عراق - از سپاه على - به او چنين پاسخ دادند : - شمشير قبايل مذحج و همدان نمىگذارد نعثل بدانگونه كه بوده ، بازگردد . - آفرينش دوبارهء او چنان كه خدا مىكند ، وقتش گذشته و كار ما نيست ، و او به حالى ديگر است . عمرو عاص دوباره فرياد كشيد : - پيشواى ما را به ما باز دهيد ، و گرنه از شمشير و نيزهء ما در امان نخواهيد بود .
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى : 5 / 151 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 222 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى