مىجويم . « 1 »
اين ابيات به ابن غريرهء نهشلى و حباب بن يزيد مجاشعى نيز نسبت داده شده است . « 2 »
على بن غدير غنوى ، يا به گفتهاى اهاب بن همام بن صعصعهء مجاشعى چنين سروده است :
- ترا به جان پدرت دروغ نگو ! حقيقت اين است كه از خير جز اندكى نمانده است .
- مردم را از دين به در بردهاند ، و عثمان شرّ مستمرى بر جاى نهاده است .
- من هرگمراهى را نكوهش و سرزنش مىكنم . بنابراين ، تو بايد راهى پسنديده در پيشگيرى و به راه خدا روى . « 3 »
اينك قطعهاى از سرود رزمى همام بن اغفل در جنگ صفين كه نصر بن مزاحم آن را در كتاب خود آورده است .
- چشم زشتكاران و سران كفر و نفاق چون به هنگهاى سپاه عراق افتاد ، خيره گشت و برق زد ، سپاهى كه مىگفت : ما آن از دين به در گشته را كشتيم .
- آن سردار تجاوزكاران و تفرقهافكنان ، عثمان را به روز تسخير و آتش زدن خانهاش ، و در آن هنگامه كه از بس نيزه و شمشير مىزديم ، مدافعانش به هم در پيچيده بودند . « 4 »
و اين شعر را محمد بن ابى سبره بن ابى زهير قرشى گفته است :
- ما بوديم كه نعثل را كشتيم ، چون راه را بر بزرگان روشن رايمان بربست .
- او با روشى منحرف و به دور از اسلام به حكومت پرداخت ، و ما بوديم كه پيش از او مغيره « 5 » را كشتيم .
- نيزههاى انتقام جويمان او را در غلتاند . آرى ، ما مردمى ثابت رأى و روشن بينيم . « 6 »
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف : 5 / 105 .
( 2 ) . در تاريخ ابن عساكر : 3 / 258 ، حتات بن يزيد آمده است .
( 3 ) . رك : انساب الاشراف : 5 / 104 ؛ تاريخ طبرى : 5 / 152 ؛ الاستيعاب : 2 / 480 ؛ تفسير ابن كثير : 1 / 143 .
( 4 ) . كتاب صفين 435 .
( 5 ) . مغيرة بن اخنس از مدافعان خانهء عثمان كه روز قتل عثمان كشته شد .
( 6 ) . كتاب صفين 436 .