در بهشت ؟ « 1 » چطور هراسناك است ، در حالى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را در آغوش گرفته و فرموده است : تو ولى و دوست منى در دنيا و آخرت ! يا به روايتى ديگر : اين مرد در دنيا همنشين من است و در آخرت ولى و دوست من . « 2 »
عثمان بعد از اينكه از جابر بن عبد اللّه انصارى نقل مىكنند « 3 » كه گفت : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نمىشد به منبر رود يا فرود آيد و نگويد : عثمان در بهشت است ، چطور از عاقبت كار خويش ترسيد و بيمناك گشت ؟ مبادا همان كافرى باشد كه نيمى از عذاب امّت اسلامى يا مردم جهان را بر دوش مىكشد .
مىتوان گفت كه اينها همه بىاساس و دروغ و ساختگى است ، و عثمان از آنها خبر نداشته است . او خود را خوب مىشناخته ، چنان كه قرآن مىفرمايد : انسان هرچند عذر و بهانه آورد ، باز خويشتن خويش را نيك مىشناسد . « 4 »
اشعارى در تأييد آنچه گذشت
بلاذرى اين شعر را از ابو منقذ « 5 » كه در جنگ جمل در سپاه امير المؤمنين بوده ، آورده است :
- ديدهاى گريان باد كه بر عثمان بگريد ، بر عثمان كه صفحات قرآن را پراكند .
- در حالى كه قانون اسلام را رها كرده بود و خواست خويش را به كار مىبست ، و جنگى خونين به ميراث نهاد .
- به درگاه خداى رحمان از دين و شيوه نعثل و پسر ابوسفيان - اين دو مردك - بيزارى
هامش
( 1 ) . اين روايت را خواهيم آورد و خواهيم ديد كه نادرست و باطل است .
( 2 ) . اين خبر نيز چنان كه بررسى خواهيم كرد ، پوچ و بىاساس است .
( 3 ) . اين روايت از دروغها و روايات ساختگى است كه محب طبرى در الرياض النضرة : 2 / 104 آورده است .
( 4 ) . قيامة 75 / 14 ، 15 .
( 5 ) . وى اعورشنى بشر بن منقذ كه از عشيرهء بنى شن و ملقّب به ابو منقذ بوده ، و مرزبانى شرح حالش را در معجم الشعراء 39 آورده است ؛ الانساب : 5 / 105 .