تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
آن شخص باشم . خطيب بغدادى هم آن را بدين صورت روايت كرده است : در مكه يك تن از قريش كافر و دفن مىشود كه نيمى از عذاب امت نصيبش خواهد شد . بنابراين ، من هرگز آن شخص نخواهم بود . حلبى چنين روايت كرده است : عبد اللّه بن زبير وقتى به عثمان ، رضى اللّه عنه ، كه در محاصره بود ، گفت : من اسبهاى اصيل و تيزتكى دارم كه برايت فراهم ساخته‌ام ، اگر مايلى با آنها خود را نجات داده به مكه برو ، زيرا آن جماعت حاضر نمىشوند در مكه كه حرم و منطقهء امن است ، خونت را بريزند . عثمان در جواب گفت : از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود : مردى از قريش در حرم يا در مكه كافر و دفن مىشود كه نيمى از عذاب مردم دنيا نصيبش خواهد شد . بنابراين ، من آن شخص نخواهم بود . « 1 »

خويشتن‌شناسى

از اين روايت تاريخى برمىآيد كه عثمان بر اثر يقينى كه به جرايم و گناهان خويش داشته ، بيش از اينكه به مفاد رواياتى كه هوادارانش برايش ساخته و نقل كرده‌اند - مانند حديثى كه به او و نه نفر ديگر مژدهء بهشت مىدهد - اطمينان داشته باشد ، به انطباق حديثى بر خويش اطمينان داشته است كه دربارهء يك قرشى نامعلوم و غيرمشخص آمده است . پس ، از ترس اينكه آن قرشى مجهول كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پيش‌بينى كرده در مكه به كارى كفرآميز دست خواهد زد ، خودش باشد ، از رفتن به مكّه و نجات جان خويش خوددارى نموده است ، و همچنان در حصار باقى مانده تا به كشتن رفته است . تازه برايش يقين نبوده كه اگر به مكه رود ، در آنجا كشته و مدفون شود ، و به فرض كه در آنجا كشته
هامش
( 1 ) . رك : مسند احمد حنبل : 1 / 67 ، رجال سند روايت همه از ثقات و اشخاص مورد اعتمادند ؛ الامامة و السياسة 35 ؛ تاريخ بغداد : 14 / 272 ؛ الرياض النضرة : 2 / 129 ؛ تاريخ ابن كثير : 7 / 210 ؛ مجمع الزوائد : 7 / 230 ، احمد حنبل اين خبر را به چند طريق روايت كرده و رجال سند آن همه از ثقات و اشخاص مورد اعتمادند ؛ الصواعق المحرقة 66 ؛ تاريخ الخلفاء ، سيوطى 109 ؛ السيرة الحلبية : 1 / 188 ؛ تاريخ الخميس : 2 / 263 ؛ ازالة الخفا : 2 / 243 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 218 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى