مضمون كه مىرساند نيّت پنهان و غرض معاويه برايشان پوشيده نمانده است ، و هرگاه واحدهاى نظامى تحت فرمانش را در ذوخشب متوقف نمىساخت و وارد مدينه مىكرد و در انتظار كشته شدن عثمان نمىماند ، از او دفاع مىكردند ، يا بر مخالفان و محاصره كنندگان چيره مىشدند و يا چندان به دفاع ادامه مىدادند تا واحدهاى كمكى ديگر از ساير شهرستانها فرا مىرسيد ، اما معاويه كه طمع به جانشينى عثمان و هموار ساختن زمينهء سلطنت خويش بسته بود ، قتل عثمان را رفع يكى از موانع و به دست آوردن وسيلهء تحرّك سياسى و نظامى زير شعار خونخواهى عثمان مىدانست ، و به اتّكاى اين محاسبهء سياسى دست از يارى عثمان بازداشت . به همين جهت اگر قتل عثمان - چنان كه مدعى بود - مظلومانه باشد ، او از همهكس ظالمتر و مسئولتر است ، و اين استدلال علامهء امت اسلامى عبد اللّه بن عباس است .
همچنين اگر معاويه - چنان كه آن جماعت مىپندارند و مدّعىاند - از اصحاب عادل و راسترو شمرده شود ، چنين نظرى دربارهء عثمان داشته و چنين موضع و سياستى .
36 - سخن عثمان دربارهء خويش
مغيرة بن شعبه پيش عثمان ، رضى اللّه عنه ، كه در محاصره بود ، آمد و گفت : اى امير المؤمنين ! اين جماعت عليه تو اجتماع كردهاند ، بنابراين ، اگر مايلى به مكّه برو ، يا اگر مىخواهى از ديوار خانهات درى برايت مىگشاييم تا از آنجا به شام به روى ، كه معاويه و طرفدارانت از شاميان در آنجا هستند ، و هرگاه هيچيك از اينها را نمىپسندى ، تو و ما بيرون مىآييم و اختلافمان را با اين جماعت به قرآن عرضه مىداريم . عثمان گفت : در مورد پيشنهاد رفتن به مكه ، من از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود : در مكه يكى از قريش كافر و مدفون مىشود كه نيمى از عذاب اين امت اعم از انس و جن نصيبش خواهد شد .
بنابراين ، به خواست خدا نمىخواهم من آن شخص باشم .
احمد حنبل عبارت اخير را بدينگونه آورده است : يكى از قريش در مكه كافر و دفن مىشود كه نيمى از عذاب مردم دنيا نصيب او خواهد شد . بنابراين ، من هرگز نمىخواهم