- خبر از نابودى دامنهدار و ننگآورى كه مايهء خوارى و بيچارگى است .
- خبر از مرگ امير المؤمنين كه كوه را در هم مىشكند .
- ديده مبيناد چون او بيگناهى را كه به كشتن رود ، و اين سهمگين است .
- جماعتى در مدينه عليه وى همداستان گشتند و دو دسته بودند : قاتلان و كسانى كه به دفاع از او برنخاستند .
- او از آنان استمداد كرد ، ولى خود را به كرى زدند و اين نشانهء نيت و نظر درونى آنان بود .
- من پشيمانم ، پشيمان از اينكه تابع هوس گشتم ، و همين كافى است كه مرا به افسوس و به شيون وادارد . « 1 »
از جملهء مطالبى كه آورده شد ، اين نتيجه به دست مىآيد كه معاويه در برابر عثمان و قتل او موضعى گرفته شبيه موضعى كه اصحاب پيامبر داشتهاند ، با اين تفاوت كه اگر آنان به دو دستهء مهاجم و خوددارى كننده از دفاع تقسيم مىشدهاند ، او موضع خوددارى كردن از دفاع و كمك را پيش گرفته ولى نه به انگيزه و مقصودى كه آنان داشتهاند يا بنابر تكليف شرعى از دفاعش خوددارى كردهاند ، بلكه به اين غرض كه با كشته شدن عثمان جامعه بىزمامدار بماند و ميدان براى رقابت و كشمكش بر سر تصدّى مقام خلافت گشوده شود و خون عثمان را كه با وى خويشاوندى داشته ، وسيلهء از ميان بردن رقبا و مردان شايستهء خلافت و حكومت قرار دهد . ضمنا از اسناد تاريخى ياد شده چنين برمىآيد كه خوددارى معاويه از دفاع عثمان اثرى مهم در قتل وى داشته است ، و وضع معاويه كه با وجود امكانات بسيار و فرماندهى بر سپاهى گران از انجام فرمان خليفه سرپيچيده و چندان تأخير روا داشته كه كار از كار گذشته است ، به وضع قاتلان عثمان نزديك است . به همين لحاظ است كه امام عليه السّلام به او مىگويد : به خدا پسر عمويت عثمان را كسى جز تو نكشته است ، و نيز مىفرمايد : به جان خودم او را كسى جز تو نكشته و كسى جز تو خوار و بىدفاع نگذاشته است ، و ديگر سخنانى در همين زمينه و با همين
هامش
( 1 ) . كتاب صفين 88 .