تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
خدا حتى اگر چوپانى ببينم ، او را عليه عثمان مىشورانم . « 1 » 3 - 25 - ابن قتيبه مىنويسد : مردى از قبيلهء همدان به نام برد نزد معاويه رفت و ديد عمرو عاص به على ناسزا مىگويد : به او گفت : بزرگان ما از پيامبر خدا شنيده‌اند كه مىفرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه : على مولا و رهبر هركسى است كه من مولا و رهبر او هستم . آيا اين راست است يا نه ، نادرست است ؟ عمرو عاص گفت : راست و درست است ، و من مىافزايم كه در ميان اصحاب پيامبر خدا هيچ‌يك به اندازهء على مناقب و ستايش ندارند . آن جوان حيرت كرد . عمرو عاص گفت : اما او با كارى كه دربارهء عثمان كرد ، همهء آنها را از بين برد . برد پرسيد : او مگر دستور كشتن عثمان را داد يا او را كشت ؟ گفت : نه ، ولى قاتلان عثمان را پناه داد و تحت حمايت خويش گرفت . پرسيد : مردم با علم به اين كارش با او بيعت كردند ؟ گفت آرى . پرسيد : پس به چه دليل پيمان بيعتى را كه با او بسته‌اى ، گسستى ؟ گفت : چون او را متهم به قتل عثمان كرده‌ام . برد گفت : تو خودت هم متّهمى گفت : درست است ، و من به فلسطين رفته‌ام . آن جوان نزد دوستان و قبيله‌اش رفت و گفت : ما نزد عده‌اى رفتيم كه آنها را با حرفهاى خودشان محكوم ساختيم . على بر حق است ، بنابراين ، از او پيروى و اطاعت كنيد . « 2 » 4 - 25 - طبرى به نقل از واقدى مىنويسد : چون خبر كشته شدن عثمان ، رضى اللّه عنه ، به عمرو عاص رسيد ، گفت : مرا ابو عبد اللّه مىگويند ! او را در حالى كه در درهء سباع بودم ، كشتم . چه كسى ممكن است پس از عثمان به خلافت برسد ؟ اگر طلحه بيايد ، او جوانمرد دست و دل باز عرب است ، و اگر على بن ابى طالب بيايد ، حتما قانون اسلام را برقرار خواهد ساخت و خلافت هيچ‌كس به اندازهء به خلافت رسيدن او برايم ناگوار نيست . « 3 » 5 - 25 - در همين كتاب روايت مفصّلى آورديم « 4 » حاكى از سخن امام حسن مجتبى به
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى : 5 / 110 ، 114 ؛ انساب الاشراف : 5 / 74 ؛ الاستيعاب ، شرح حال عثمان ؛ شرح ابن ابى الحديد : 2 / 113 ؛ الكامل ، ابن اثير : 3 / 68 ؛ الفائق ، زمخشرى : 2 / 296 ؛ النهاية ، ابن اثير : 4 / 196 ؛ تاريخ ابن كثير : 7 / 175 ؛ تاريخ ابن خلدون : 2 / 396 ؛ لسان العرب : 7 / 98 ؛ تاج العروس : 3 / 592 . ( 2 ) . الامامة و السياسة : 1 / 93 . ( 3 ) . تاريخ طبرى : 5 / 234 . ( 4 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 2 / 133 - 136 .