يافتهاند ، ياد كرده است ، كارشان را چگونه مىتوان توجيه كرد ؟ آيا جز بدينگونه كه گفته شود طلحه و زبير خليفه را غير مسلمان مىدانستهاند ، و گرنه ، چنانچه او را مسلمان مىشمردند ، صحابى بودن و عادل بودن و مژدهء بهشت يافتنشان مانع از ارتكاب اين كارها در حق وى مىشد .
در اينجا ، ما بىطرفى اختيار مىكنيم و هيچ درصدد اين نيستيم كه يكى را به حساب ديگرى محكوم نماييم ؛ فقط مىخواهيم نظريات اصحاب طراز اول را دربارهء عثمان ثبت و بررسى كنيم . نظريات طلحه و زبير دربارهء او ، در همان زمان و همچنين در قرون متمادى پس از آن كاملا روشن و صريح بوده و اكنون نيز براى كسى كه در اين خصوص ، بيغرضانه و با استناد به منابع مطمئن و مآخذ اساسى پژوهش نمايد ، واضح است .
اظهار توبهاى را كه اين دو پس از نقض بيعت خويش با امام كردهاند ، قبلا بررسى و ارزيابى نموديم . « 1 » دربارهء طلحه گفتيم كه گناه را بر خلاف ادعايش نه با توبه ، بلكه با گناه خواسته بشويد ، و آنچه دربارهء طلحه گفتيم ، دربارهء شريكش زبير نيز صادق است .
گناهى كه آنان به عنوان توبه و زدودن گناه خويش مرتكب شدهاند ، در نظر خداوند سهمگينتر از گناهان سابقشان و كارى است كه مدعى توبه از آن شدهاند . توبه كارىشان عبارت بوده است از ريختن خون هزاران مسلمانى كه در دو سپاه متخاصم در جمل جنگيدهاند و همگى از خون عثمان پاكدامن و برى بودهاند ، همانطور كه همسر پيامبر خدا را از حالت احترام و وضعيتى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله برايش تعيين فرموده بود ، به درآوردند و به ميدان جنگ و ميان سپاهيان كشاندند ، و افزون بر اين ، عليه امام خويش و پيشواى بر حق و مطاع به جنگ برخاستند . بديهى است كه آنان به دروغ اظهار توبه مىنمودهاند ، زيرا كارشان نهتنها شباهتى به توبه نداشته ، بلكه جنايتى مسلّم و محرز بوده است . به زبان چيزى مىگويند كه در دلشان نيست . « 2 » و خدا از هرسو بر آنها احاطه دارد . « 3 »
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 9 / 101 .
( 2 ) . فتح 48 / 11 .
( 3 ) . بروج 85 / 20 .