تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
روايت كرده است كه خواهد آمد . طبرى بدين عبارت آورده است : اى مردم ! به سوى اين جماعتى روانه شويم كه به دنبال قصاص خون عثمانند و ادعا مىكنند او مظلومانه و به ناحق كشته شده است . « 1 » 2 - 8 - در گفتگويى كه ميان هيأت اعزامى امير المؤمنين على عليه السّلام با معاويه انجام گرفته ، نظريه و رفتار عمار ياسر نسبت به عثمان توضيح داده شده است . معاويه مىگويد : شما مرا به اطاعت و حفظ اتحاد دعوت مىكنيد . اتّحادى كه به آن دعوت مىكنيد ، ما خود داريم ، امّا اطاعت از رهبرتان را نيز نمىپذيريم چون رهبرتان خليفهء ما را كشته و اتحاد ما را بر هم زده است و قاتلان افراد ما را پناه داده است . رهبر شما ادعا مىكند كه عثمان را نكشته است ما حرفش را رد نمىكنيم . آيا شما قاتلان دوست ما عثمان را نديده‌ايد ؟ آيا نمىدانيد كه آنها دوست و همراه رهبر شمايند ؟ بنابراين ، بايد آنان را تحويل ما بدهد تا به قصاص قتل عثمان بكشيم ، و آن وقت دعوت شما را داير بر اطاعت از على و اتّحاد بپذيريم . شبث بن ربعى يكى از اعضاى هيأت اعزامى در جواب معاويه مىگويد : آيا تو اى معاويه از اينكه به عمار ياسر دست پيدا كرده او را بكشى ، خوشحال خواهى شد ؟ معاويه مىگويد : چه دليلى دارد كه او را به قصاص خون عثمان نكشم ؟ به خدا اگر پسر سميه به چنگم بيفتد ، نه‌تنها او را در ازاى قتل عثمان خواهم كشت ، بلكه حتى حاضرم در ازاى قتل ناتل بردهء آزاد شدهء عثمان بكشم . شبث بن ربعى مىگويد : سوگند به خداى زمين و سوگند به خداى آسمان كه عادلانه و بر حق سخن نگفتى . نه ، به خداى يگانه قسم كه تا خونها بر زمين نريزد و از كشته‌هايت پشته‌ها ساخته نشود و زمين و آسمان بر تو تنگ نگردد ، دستت به عمار ياسر نخواهد رسيد . « 2 »
هامش
( 1 ) . رك : كتاب صفين ، نصر بن مزاحم 361 ، 369 ؛ تاريخ طبرى : 6 / 21 ؛ الكامل ، ابن اثير : 3 / 123 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 504 ؛ تاريخ ابن كثير : 7 / 266 ؛ جمهرة الخطب : 1 / 181 . ( 2 ) . كتاب صفين 223 ؛ تاريخ طبرى : 6 / 3 ؛ الكامل ، ابن اثير : 3 / 124 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 344 ؛ تاريخ ابن كثير : 7 / 257 ؛ جمهرة الخطيب : 1 / 158 .