استاندارى مكّه منصوب كرد ، و او در مكه از فراز منبر طلحه و زبير را دشنام گفت . چون فرود آمد ، از ابان پسر عثمان پرسيد : از اينكه كسانى را كه در قتل امير المؤمنين عثمان دست داشتند دشنام گفتم ، خوشحال شدى ؟ گفت : نه به خدا ، بلكه بدم آمد ، چون ترا در قتل او شريك مىدانم . « 1 »
15 - 6 - به موجب روايتى ، امير المؤمنين على مىفرمايد : اين دو نفر جزو نخستين كسانى بودند كه با من بيعت كردند ، شما از آن اطلاع داريد ، سپس بيعت خود را گسستند و خيانت ورزيدند و عايشه را برداشتند و به طرف بصره به راه افتادند تا اتحاد شما را بر هم زنند و شما را به جان هم بيندازند . خدايا آن دو را به خاطر كارهايشان به چنگ انتقامت درآور و هيچ مهلت زندگى و عشرت به آنان مده ، زيرا حقّى را مطالبه مىنمايند كه خودشان آن را رها كردهاند و از پى انتقام خونى برخاستهاند كه خود آن را ريختهاند .
خدايا از تو مىخواهم كه به وعدهات وفا كنى ، همان وعدهء راست كه فرمودى حق با كسى است كه عليه او قيام تجاوزكارانه شده باشد و خدا قطعا از او پشتيبانى خواهد كرد .
بنابراين ، اى خدا ! وعدهات را به تحقّق رسان و مرا به خويشتن وامگذار ، زيرا تو بر هر كارى توانايى . « 2 »
16 - 6 - در نطق ديگرى كه كلبى روايت كرده ، امير المؤمنين على مىفرمايد : طلحه و زبير چه مىگويند ؟ آنان هيچ ايرادى به حكومتم نمىتوانند گرفت و هيچ حقى به شركت در آن ندارند . هنوز يك سال يا چند ماه از حكومتم نگذشته بود كه سر از فرمانم پيچيدند و برآشفتند و بر سر حكومت با من به كشمكش برخاستند ، در حالى كه پس از بيعت آزادانه و اختيارى با من ، هيچ حق شرعى براى سرپيچى و نقض بيعت نداشتند . از پى محال برخاستهاند ، و مىخواهند بدعتى را كه از بين برده شده ، دوباره باز جاى آورند . آيا مدعى خونخواهى عثمان هستند ؟ به خدا قسم ، مسئوليت خون او فقط به گردن خود آنهاست نه ديگرى ، و مهمترين دلايلى كه مىآورند ، عليه خودشان نتيجه
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف : 5 / 120 .
( 2 ) . شرح ابن ابى الحديد : 1 / 102 .