دادند . « 1 »
11 - 6 - وقتى طلحه و زبير و عايشه پس از قيام مسلحانه و حركت به طرف بصره ، به خيبر رسيدند ، سعيد بن عاص همراه مغيرة بن شعبه سواره به طرف آنان رفت و در برابر جمعيت پياده شد و در حالى كه به كمان سياه خويش تكيه داشت ، نزد عايشه رفت و پرسيد : اى ام المؤمنين ! به كجا مىروى ؟ گفت : به بصره . پرسيد : در بصره چكار دارى ؟
گفت : به خونخواهى عثمان آمدهام . گفت : قاتلان عثمان اينها هستند كه با تواند . بعد رو به مروان كرد كه تو كجا مىروى ؟ گفت : به بصره . پرسيد : به بصره مىروى چه كنى ؟ گفت :
در تعقيب قاتلان عثمانم . گفت : قاتلان عثمان اينها هستند كه همراه تواند ، همين طلحه و زبير كه عثمان را كشتند تا خودشان به حكومت برسند ، و چون نرسيدند اين شعار را سر دادهاند كه خون را بايد با خون شست و گناه را با توبه زدود . آنگاه مغيرة بن شعبه با سپاه عايشه و طلحه و زبير چنين گفت : اى مردم ! حالا كه با مادرتان بيرون آمده و قيام كردهايد ، اگر او را به خانهاش برگردانيد ، به خير و مصلحت شما خواهد بود . اكنون كه از كشته شدن عثمان به خشم آمدهايد ، بدانيد كه رؤسا و فرماندهانتان عثمان را كشتهاند . اگر هم از كار على ناراضى هستيد و آن را منكر و خلاف رويهء اسلامى مىدانيد ، بايد آن را نام ببريد . خدا را به ياد آوريد ، آيا سزاست كه در يك سال دو آشوب به پا شود ؟ آنان نپذيرفتند ، و اصرار ورزيدند كه مردم را به راه شورش ببرند . « 2 »
12 - 6 - چون طلحه و زبير در بصره اردو زدند ، عثمان بن حنيف به يارانش گفت : دو نفر را براى اتمام حجت مىفرستيم . به همين منظور ، عمران بن حصين را كه از اصحاب رسول اكرم بود و ابو اسود دوئلى را فرا خواند و نزد آنان فرستاد ، و آن دو ، طلحه را به بانگ بلند پيش خواندند . چون فرا آمد ، ابو اسود دوئلى گفت . شما بدون اينكه با ما مشورت نماييد و موافقت ما را جلب كند ، عثمان را كشتيد و به همين ترتيب ، با على بيعت كرديد ما نه از اينكه عثمان كشته شد ، به خشم آمديم و نه از اينكه با على بيعت شد . آنگاه شما تغيير رأى داديد و از پى خلع على برآمديد ، در حالى كه ما بر عقيدهء
هامش
( 1 ) . شرح ابن ابى الحديد : 2 / 500 .
( 2 ) . الامامة و السياسة : 1 / 55 .