هستند ، و من آمدهام اهالى بصره را براى جنگ با على بسيج كنم . آيا به خاطر شما از تازيانهء عثمان به خشم آييم ، ولى به خاطر عثمان از شمشيرهاى شما برنياشوبيم ؟ گفت :
ترا با تازيانه و شمشير چكار ؟ تو به دستور پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بايد در خانهات بنشينى و قرآن بخوانى ، زنان موظف به جنگ نيستند و حق خونخواهى ندارند . وانگهى على از لحاظ خويشاوندى نزديكتر از تو به عثمان است ، زيرا او و عثمان از اولاد عبد مناف هستند ؛ بنابراين ، اگر پاى خونخواهى به ميان بيايد ، او ذى حقتر از تست . عايشه گفت : تصميمى را كه گرفتهام ، اگر به انجام نرسانم ، برگشتنى نيستم . تو اى ابو اسود ! فكر مىكنى كسى جرأت مىكند به جنگم بيايد ؟ گفت : به خدا قسم ، با تو بشدت خواهند جنگيد . آنگاه نزد زبير رفته گفت : مردم روزى كه براى ابو بكر بيعت گرفته مىشد ، ترا ديدهاند كه دست به قبضهء شمشير برده بودى و مىگفتى : هيچكس براى خلافت لايقتر و ذىحقتر از على بن ابى طالب نيست . اين وضعى كه اكنون به خود گرفتهاى كجا و آن وضع كجا ؟ زبير سخن از خون عثمان به ميان آورد . ابو اسود گفت : بهطورى كه به اطّلاع ما رسيده ، تو و رفيقت طلحه آن را ريختهايد و مسئول آن هستيد . سپس به طرف طلحه روانه شد و او را ديد كه در گمراهى خويش غوطهور است و بر جنگ و آشوب پاى مىفشارد . « 1 »
10 - 6 - عثمان بن حنيف با دوستانش نزد طلحه و زبير رفتند و آنان را به خدا سوگند دادند تا مصالح اسلام را حفظ كنند ، و بيعتشان را با على به يادشان آورد . گفتند :
مىخواهيم انتقام خون عثمان را بگيريم . گفت : انتقام خون عثمان به شما چه ربطى دارد ؟
فرزندانش كجايند ؟ پسر عموهايش كجايند ؟ آنان كه براى خونخواهى او ذى حقتر از شما و مقدمترند ؟ نه ، به خدا چنان نيست كه مىگوييد . حقيقت اين است كه چون مردم را ديدهايد متفقا با على بيعت كردهاند ، بر او حسد بردهايد . براى رسيدن به حكومت تلاش مىكرديد و همهء آرزو و آمالتان رسيدن به حكومت بود كه آن هم از دستتان رفت . آيا كسى بود كه بيش از شما به عثمان پرخاش كند ؟ طلحه و زبير به او دشنامهاى زشت و ناروا
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة : 1 / 57 ؛ العقد الفريد : 2 / 278 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 2 / 81 .