عليه عثمان تندروى نمىكرد « 1 » ، و همين روايت را ابن عبد ربه نوشته است . « 2 »
16 - 4 - ابن سعد و ابن عساكر مىنويسند : در جنگ جمل ، طلحه مىگفت : ما در كار عثمان آلوده شديم ؛ بنابراين ، هيچ وسيلهاى بهتر از اين نيست كه در راه او خون خويش نثار كنيم . خدايا امروز قصاص عثمان را از من بگير تا از من خشنود شود . « 3 »
17 - 4 - ابن عساكر مىنويسد : در جنگ جمل ، مروان بن حكم در لشكر طلحه و عايشه بود و گفت : از اين پس ديگر به دنبال خونخواهى عثمان نخواهم بود ، زيرا او بود كه طلحه را به تير زده كشت ، آنگاه به ابان پسر عثمان گفت : به جاى تو بعضى از قاتلان پدرت را به كيفر رساندم . تيرى كه مروان زد به زانوى طلحه اصابت كرده بود . بيرون كشيدن آن تير و به حال خود گذاشتنش هردو مايهء زحمت او بود . خودش گفت : آن را به حال خود واگذاريد ، زيرا آن تيرى است كه خدا فرستاده است . « 4 »
ابو عمر در استيعاب مىنويسد : دانشمندان مورد اعتماد در اين اختلافى ندارند كه طلحه را مروان در جنگ جمل و در حالى كه در حزب و سپاه او بود ، كشته است .
آوردهاند كه طلحه در جنگ جمل اظهار پشيمانى مىكرد و مىگفت : خدايا انتقام عثمان را از من بگير تا از من خشنود شود . همو از قول ابن ابى سبره مىنويسد : مروان در جنگ جمل به طلحه نگريسته گفت : از امروز به بعد به دنبال انتقامم نخواهم بود ، و سپس طلحه را به تير زد و كشت . وى بنا به روايتى ديگر مىنويسد : مروان ، طلحه را به تير زد و رو به ابان پسر عثمان گردانده گفت : ترا از انتقام بعضى از قاتلان پدرت آسوده كرديم .
سپس چندين روايت تاريخى ديگر به همين مضمون نقل كرده است .
ابن حجر مىنويسد : ابن عساكر از چندين طريق روايت كرده « 5 » و گفته است : كسى كه
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف : 5 / 81 .
( 2 ) . العقد الفريد : 2 / 269 .
( 3 ) . طبقات ابن سعد ؛ تاريخ ابن عساكر : 7 / 84 ؛ تذكرهء سبط بن جوزى 44 .
( 4 ) . تاريخ ابن عساكر : 7 / 84 .
( 5 ) . شيخ عبد القادر بن بدران در چاپهاى اخير تاريخ ابن عساكر به عنوان مصحح به تحريف و كم و زياد كردن كتاب پرداخته و به جاى اينكه تحريفهاى سابق و خطاها و تصحيف آن را بزدايد ، در بسيارى از