تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
9 - 4 - بلاذرى مىنويسد : طلحه به عثمان گفت : تو كارهاى بدعت‌آميزى كرده‌اى كه براى مردم بيگانه و غريب مىنمايد . عثمان گفت : من كارهاى بدعت‌آميز نكرده‌ام ، اين شما هستيد كه رابطهء مردم با مرا خراب مىكنيد و آنها را بر من مىشورانيد . « 1 » 10 - 4 - بلاذرى از قول ابو مخنف و ديگران مىگويد : مردم عثمان را تحت نظر گرفته بودند و نمىگذاشتند كسى به خانه‌اش درآيد . سعيد بن عاص به او توصيه كرد كه احرام بپوشد و به قصد حج بيرون آيد ، ديگر كسى جرأت تعرض به او را نخواهد داشت . خبر به محاصره‌كنندگان رسيد ، گفتند : به خدا اگر بيرون آيد ، او را رها نخواهيم كرد تا خدا كار ما و او را فيصله دهد . بنابراين ، طلحه محاصره را تنگ‌تر و شديدتر ساخت و رساندن آب به خانه‌اش را ممنوع كرد ، به‌طورى كه على بن ابى طالب از آن به خشم آمد و در نتيجه ، به او آب رساندند . « 2 » 11 - 4 - بلاذرى در روايت ديگر مىگويد : چون زبير و طلحه بر اوضاع مسلط شدند ، طلحه نگذاشت به عثمان آب آشاميدنى برسانند . پس على به طلحه كه در مزرعه‌اش در يك ميلى مدينه بود ، پيغام داد كه بگذار اين مرد از آب چاه خويش ، يعنى چاه رومه بنوشد ، و او را از تشنگى نكشيد . طلحه نپذيرفت . على گفت : به خدا اگر آن روز عهد نكرده بودم كه تا به سفارشهايم عمل نكند ، هيچ‌كس را از او باز ندارم ، به او آب مىرساندم . « 3 » در كتاب الامامة و السياسة چنين آمده : مردم كوفه و مصر شبانه‌روز در اطراف و بر در خانهء عثمان پاس مىدادند و طلحه هردو دسته را عليه عثمان تشويق مىكرد . بالاخره طلحه به آنان گفت : عثمان تا وقتى غذا و آب به او مىرسد ، از اجتماع و محاصرهء شما بيمى به خود راه نمىدهد ، بنابراين ، آب را بر او ببنديد و نگذاريد آب به او برسد . « 4 » 12 - 4 - بلاذرى مىنويسد : گفته‌اند : مجمع بن جاريه كه از انصار بود ، به طلحه برخورد . طلحه از او پرسيد : رفيقت عثمان چه خواهد كرد ؟ گفت : به خدا فكر مىكنم شما او را
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف : 5 / 44 . ( 2 ) . همان : 5 / 71 . ( 3 ) . همان : 5 / 90 . ( 4 ) . الامامة و السياسة : 1 / 34 .