تاريخ و شرح حال و حديث آمده است . « 1 »
18 - 4 - ابن سعد مىنويسد : كه پيرمردى از قبيلهء كلب مىگويد از عبد الملك بن مروان شنيدم كه مىگفت : اگر امير المؤمنين مروان به من اطلاع نداده بود كه طلحه را كشته است ، هركه از اولاد طلحه را مىيافتم ، به قصاص خون عثمان مىكشتم .
19 - 4 - حميدى در كتاب نوادر از طريق سفيان بن عيينه عبد الملك بن مروان نقل مىكند كه گفت : موسى پسر طلحه نزد وليد آمد و وليد به او گفت : هر وقت نزد من مىآيى تصميم به قتلت مىگيرم و آنچه مرا از انجامش بازمىدارد ، اين است كه مروان به من گفته كه طلحه را كشته است . « 2 »
20 - 4 - طبرى مىنويسد : طلحه و زبير در بصره به نطق ايستادند و گفتند : اى مردم بصره ! براى گناهى بزرگ بايد توبه كرد . ما فقط مىخواستيم امير المؤمنين عثمان را مؤاخذه كنيم ، نه اينكه او را بكشيم ، اما مردم نادان بر افراد پر حوصله و شكيبا چيره گشتند و او را كشتند . مردم به طلحه گفتند : ولى در نامههايى كه براى ما مىفرستادى ، چيز ديگرى نوشتهاى . « 3 »
21 - 4 - مسعودى در جريان جنگ جمل مىنويسد : على ، رضى اللّه عنه ، پس از بازگشت زبير ، طلحه را صدا زد و پرسيد : علت اينكه قيام كردهاى چيست ؟ گفت :
خونخواهى عثمان . على گفت : خدا هركدام از ما دو نفر را كه مسئول قتل اوست بكشد « 4 » . « 5 »
22 - 4 - طلحه و زبير چون به سبخه « 6 » رسيدند ، عبد اللّه بن حكيم تميمى نامههايى را كه
هامش
( 1 ) . رك : مروج الذهب : 2 / 11 ؛ العقد الفريد : 2 / 279 ؛ المستدرك ، حاكم نيشابورى : 3 / 370 ؛ الكامل ، ابن اثير : 3 / 104 ؛ صفة الصفوة ، ابن جوزى : 1 / 132 ؛ اسد الغابة : 3 / 61 ؛ دول الاسلام ، ذهبى : 1 / 18 ؛ تاريخ ابن كثير : 7 / 247 ؛ تذكرهء سبط بن جوزى 44 ؛ مرآة الجنان ، يافعى : 1 / 97 ؛ تهذيب التهذيب : 5 / 21 ؛ تاريخ ابن شحنه در حاشيهء الكامل فى التاريخ : 7 / 189 .
( 2 ) . تهذيب التهذيب : 5 / 22 .
( 3 ) . تاريخ طبرى : 5 / 179 .
( 4 ) . دعاى امام عليه السّلام فورا مستجاب گشت و طلحه همان روز كشته شد .
( 5 ) . مروج الذهب : 2 / 11 .
( 6 ) . موضعى است در بصره .