طلحه را به تير زد و كشت ، مروان بن حكم بود . اين روايت را ابو القاسم بغوى با سند صحيح از جارود بن ابى سبره نقل كرده مىگويد : در جنگ جمل مروان به طلحه نظر انداخته گفت : انتقامم را بعد از امروز نخواهم گرفت . آنگاه تيرى برگرفته او را هدف قرار داد و كشت . « 1 » روايات ديگرى همين را حكايت مىكند و مىگويد : مروان بن حكم ، طلحه را در ميان سواره نظام يافته گفت : اين همان است كه به قتل عثمان كمك كرده است ، آنگاه او را به تير زد كه بر زانويش نشست و خون همچنان از آن مىريخت تا مرد . اين را حاكم نيشابورى ثبت كرده است . « 2 » اين روايات حاكى است كه مروان بن حكم را ديدهاند كه در آن روز طلحه را به تير زده و تير بر زانويش نشسته و چندان خون از او رفته تا مرده است .
حاكم نيشابورى اين روايت را از طريق عكراش ثبت كرده است : همراه طلحه با على مىجنگيديم و مروان همراه ما بود . سپس شكست خورديم و فرارى شديم . در اين هنگام مروان گفت : امروز اگر بگذرد ، به طلحه دست نخواهم يافت تا انتقامم را از او بگيرم ، و تيرى به طرفش پرتاب كرد كه او را كشت . « 3 »
محب الدين طبرى مىنويسد : چنين معروف است كه طلحه را مروان بن حكم كشته است ، و چون او را به تير زد ، گفت : پس از امروز به دنبال انتقامم نخواهم بود ، زيرا چنان كه ادعا كرده و پنداشتهاند ، طلحه از محاصرهكنندگان عثمان بوده و كار را بر او سخت گرفته است . « 4 »
بنا به نوشته بلاذرى ، روح بن زنباع گفته است كه طلحه را مروان به تير زد تا انتقام خون عثمان را از او بستاند . « 5 »
اين مطلب كه مروان بن حكم ، طلحه را به انتقام خون عثمان كشته است ، در كتب
هامش
احاديث آن دست برده و هرمتن يا سندى را كه به مذاقش خوش نيامده ، حذف كرده است و چيزها از خود افزوده و توضيحات غرضآلود و خطا بر آن تحميل نموده است ، و او كه در نقش مصحح بايد امانتدار و پاسدار گنجينههاى علمى و دينى مىبود ، راهزن و ربايندهاش گشته است .
( 1 ) . الاصابة : 2 / 230 .
( 2 ) . المستدرك : 3 / 370 .
( 3 ) . همان مأخذ .
( 4 ) . الرياض النضرة : 2 / 259 .
( 5 ) . انساب الاشراف : 5 / 135 .