خواهيد كشت . طلحه گفت : اگر كشته بشود نه فرشتهء مقربى است كه اهميتى داشته باشد و نه پيامبر مرسلى . « 1 »
13 - 4 - به موجب روايتى كه بلاذرى آورده ، عثمان به عدهاى كه طلحه در ميانشان بود ، سلام مىكند ، اما جوابش را نمىدهند . به طلحه مىگويد : اى طلحه ! فكر نمىكردم روزى را در عمرم ببينم كه به تو سلام كنم و جوابم را ندهى . « 2 »
اين غير از ماجراى مشابهى است كه در دومين محاصرهء عثمان رخ داده و ديار بكرى آن را آورده است : روزى عثمان از پنجرهء خانهاش رو به مردم نموده سلام كرد . هيچكس جوابش را نداد و همه به جاى سلام به او ، به خود سلام گفتند . « 3 »
جريان جبلة بن عمرو انصارى كه به مردم دستور داده بود اگر عثمان به آنان سلام كرد ، جوابش را ندهند ، بعدا خواهد آمد .
14 - 4 - بلاذرى مىنويسد : در روزهاى محاصره ، طلحه ادارهء جنبش مردم را به دست گرفت . در اين وقت عثمان ، عبد اللّه بن حارث بن نوفل بن حارث بن عبد المطلب را با اين بيت شعر نزد على فرستاد :
- اگر قرار است خورده شوم ، تو مرا بخور و اگر قرار نيست ، مرا پيش از آنكه قطعه قطعه شوم ، درياب .
ابو مخنف مىگويد : آن روز على امامت مردم را در نماز به عهده گرفت . عثمان آن بيت را به عنوان پيغام توسط عبد اللّه بن حارث براى او فرستاد . بر اثر آن ، على مردم را از دور و بر طلحه پراكنده ساخت . طلحه چون وضع را چنان ديد ، نزد عثمان رفته پوزش خواست . عثمان به او گفت : اى پسر زن حضرمى ! مردم را عليه من شوراندى و به قتل من خواندى ، اما حالا كه فرصت و امكان از دستت رفته ، آمدهاى عذرخواهى مىكنى ؟ خدا عذر آن را نپذيرد كه عذر ترا بپذيرد . « 4 »
15 - 4 - بلاذرى از ابن سيرين نقل مىكند كه از اصحاب پيامبر هيچكس بيش از طلحه
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف : 5 / 74 .
( 2 ) . همان : 5 / 76 .
( 3 ) . تاريخ الخميس : 2 / 260 .
( 4 ) . انساب الاشراف : 5 / 77 .