بر طلحه كه اينهمه زر و سيم به او بخشيدم و حالا مىخواهد مرا بكشد و مردم را به كشتن من برمىانگيزد . خدايا نگذار از كارهايش بهره ببرد و به خلافت دست يابد ، و بگذار عواقب تجاوزكارىاش را بچشد . كسانى كه دربارهء محاصرهء عثمان كتاب نوشتهاند ، گفتهاند كه طلحه روز قتل عثمان صورت خود را پوشيده بود تا مردم او را نشناسند ، و به طرف خانهء عثمان تيراندازى مىكرد . همچنين گفتهاند وقتى محاصرهكنندگان نتوانستند به درون خانهء عثمان درآيند ، طلحه آنان را از بام خانهء يكى از انصار به آنجا راهنمايى كرد تا به درون خانه رفتند و عثمان را كشتند . « 1 »
6 - 4 - مدائنى در كتاب مقتل عثمان مىنويسد : طلحه تا سه روز نگذاشت او را به خاك بسپارند . على تا پنج روز از كشته شدن عثمان نگذشت ، با مردم بيعت نكرد . حكيم بن حزام كه از قبيلهء بنى اسد بود و جبير بن مطعم براى دفن عثمان از على كمك خواستند .
طلحه عدهاى را مأمور كرد در كمين جنازهء عثمان بنشينند و آن را سنگباران كنند . جز تنى چند از خانوادهاش كسى در تشييع جنازه شركت نداشت و مىخواستند او را در كنار ديوارى در مدينه كه به حشّ كوكب معروف بود و يهوديان مردههاشان را آنجا دفن مىكردند ، دفن كنند . چون جنازه به آنجا رسيد ، تابوتش را سنگباران كردند و خواستند آن را سرنگون سازند . پس على به مردم پيام داد كه دست از آن بدارند ، و دست برداشتند و جنازه را بردند و در حشّ كوكب به خاك سپردند . همو مىنويسد : عثمان را در اوايل شب دفن كردند . در تشييع او جز مروان بن حكم و دختر عثمان و سه تن از نوكرانش هيچ كس حضور نداشت . دخترش به صداى بلند مىگريست . طلحه عدهاى را به كمين جنازه نشانده بود تا آن را سنگباران كردند و فرياد مىزدند : نعثل ! نعثل ! بعد گفتند : بهطرف ديوار ! به طرف ديوار ! در نتيجه ، او را همانجا در كنار ديوار معروف به حشّ كوكب كه قبرستان يهوديان مدينه بود ، دفن كردند .
7 - 4 - واقدى مىنويسد : وقتى عثمان كشته شد ، راجع به دفنش بحث شد . طلحه گفت : بايد در دير سلع دفن شود ، يعنى در قبرستان يهود . طبرى همين را در تاريخ خود
هامش
( 1 ) . شرح ابن ابى الحديد : 2 / 404 .