چه پنهان و چه آشكار ، و آنچه را تا روز رستاخيز از تو پديد آيد ، بيامرزد ؛ عثمان را پروايى از آنچه پس از اين مىكند ، نباشد .
از نظر من براى كسى كه لاف بخشندگى ابو بكر را مىزند ، آسانتر آن است كه سخن خود را دنبال كند و بگويد : من نه چيزى از اينها مىدانم و نه نشانهاى بر درستى هيچ كدامش دارم ، زيرا كه همهء آنها ساختهء گزافگويان در برتر خوانىهاست .
شايد كه پژوهشگران از آنچه اين دو حافظ - حاكم و ابو نعيم - روايت كردهاند يا از آنچه بيضاوى و زمخشرى آوردهاند ، آگاهى يافته و آن را به ديدهء خوشبينى نگريسته و راه گريز و پاسخ آن را از من بخواهند ، و اينك به روشنگرى آن مىپردازيم :
از بيضاوى و زمخشرى بگوييم كه مىنويسند : آيهء « كسانى كه دارايىهاى خود را در شب و روز و نهان و آشكارا مىبخشند ، اجرشان با پروردگارشان است » ، دربارهء ابو بكر و به هنگامى فرود آمد كه وى چهل هزار دينار زر در راه خدا داده بود : ده هزار در شب ، ده هزار در روز ، ده هزار در نهان و ده هزار آشكارا « 1 » .
اين روايت سند گسسته كه نمىدانم از دهان كداميك از ياران پيامبر و تابعان درآمده ، و در نگاشتههاى اين گروه نيافتم كه آن را به هيچيك از پيشينيان بسته باشند ، جز به سعيد بن مسيّب كه در روگردانى از امير مؤمنان على عليه السّلام آوازهاى به هم رسانيده است .
آرى ، اين روايت را دستهاى سازندگان آفريدهاند ( در برابر روايتى از حافظان خودشان كه نشان مىدهد آن فراز دربارهء امير مؤمنان على عليه السّلام فرود آمده ) و براى اين كار نيز چهل هزار دينار زر به ابو بكر بخشيدهاند تا در چشم و دل سادهدلان امّت فرود آمدن اين فراز دربارهء كسى كه چنان دارايى گرانى را بخشيده ، براستى نزديكتر باشد تا دربارهء كسى كه تنها درم سيم بخشيده . با اين همه ، فراموش كردهاند كه آنچه همهء اين گروه بر آنند ، آن است كه ابو بكر در روز كوچيدنش به مدينه ، چهار يا پنج يا شش هزار درم سيم با خود داشت كه همهء دارايى او بود ، و آيهء ياد شده نيز در سورهء بقره است كه پيشوايان علم حديث و تفسير يك زبان مىگويند كه اين سوره اندكى پس از هجرت به مدينه فرود
هامش
( 1 ) . تفسير بيضاوى : 1 / 185 ؛ الكشّاف ، زمخشرى : 1 / 286 .