تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
مورد استناد قرار دهند و از زبان او روايت كنند . سپس روايتى از وى بازگو كرده و گفته : بىپايه است « 1 » . ب : حاكم از طريق احمد بن عبد الجبار ، از يونس بن بكير ، از محمّد بن اسحاق ، از يحيى بن عباد آورده است كه اسماء بنت ابو بكر گفت : چون پيامبر خدا از مكّه روى به مدينه نهاد و ابو بكر نيز با او بود ، ابو بكر همهء دارايى خود را كه پنج يا شش هزار درم سيم بود ، با خود برد . پس نياى من ابو قحافه كه بينايىاش را از دست داده بود ، به نزد من آمد و گفت : به خدا سوگند ، اين مرد به ناگهان داغ دارايىاش را نيز همراه با خودش بر دل شما گذاشت . من گفتم : نه پدر ، او براى ما نيكويى بسيار بر جاى گذاشت ، و به سراغ سنگ‌هايى چند رفتم و آنها را در سوراخ خانه كه ابو بكر دارايى خود را در آنجا مىنهاد ، گذاشتم و سپس با جامه‌اى روى سنگ‌ها را پوشانيدم و آنگاه آمدم و دست او را ختم و بر روى آن جامه نهادم و او گفت : اگر اينها را به جا گذاشته كه بسيار خوب . اسماء گفت : به خدا سوگند كه از كم‌وبيش چيزى بر جاى نگذاشته بود « 2 » . اين هم ميانجيان سند روايت : 1 - ابو عمر احمد بن عبد الجبار كوفى ابن ابى حاتم گويد : روايت‌هاى او را در آغاز مىنوشتم ، سپس از اين كار دست كشيدم ، چون مردم دربارهء او خيلى چيزها مىگويند . مطين گويد كه وى دروغگو بوده و ابو احمد حاكم گويد : سخن او از نظر حديث‌شناسان استوار نيست . ابن عقده او را رها كرده و ابن عدى گويد : مردم عراق را ديدم كه در سستى روايت او هم‌داستانند و ابن عقده از زبان او گزارشى نمىآورد . اين احمد كبوتر بازى مىكرده است « 3 » . 2 - محمّد بن اسحاق ، قبلا سخنان حافظان را دربارهء او آورده‌ايم و روشن ساختيم كه وى اهريمنى دروغگوست كه كاستى روايت را پنهان مىداشته و سخن او را پشتوانه
هامش
( 1 ) . لسان الميزان : 3 / 67 . ( 2 ) . المستدرك : 3 / 5 . ( 3 ) . تاريخ بغداد : 4 / 263 ؛ تهذيب التهذيب : 1 / 51 .