تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
است « 1 » » « 2 » . راستى را كه فريفتگى ، چشم دل اينان را كور گردانيده كه سخنان را دستبرد مىزنند و از جاى خود برمىگردانند ، و دربارهء كتاب خداوند سخنانى مىگويند كه اهريمن براى ايشان آراسته است . بر اين ناآگاهان پوشيده مانده كه دو آيهء 262 و 274 از سورهء بقره كه به گفتهء مفسّران « 3 » ، نخستين سوره‌اى است كه در مدينه و سال‌ها پيش از جنگ تبوك و سپاهيان تنگدست آنكه در ماه رجب از سال نهم به راه افتادند فرود آمده ، پس درست نيست كه فرود آمدن هيچ‌كدام از دو آيه را براى ستايش از عثمان بدانيم . آنچه را هم آن دو حافظ دربارهء ابو بكر آورده‌اند چنين است : الف : ابو نعيم از محمّد بن احمد بن محمّد وراق ، از ابراهيم بن عبد اللّه بن ايوب مخرمى ، از سلمة بن حفص سعدى ، از يونس بن بكير ، از محمّد بن اسحاق ، از هشام بن عروه ، از يحيى بن عباد بن عبد اللّه بن زبير ، از پدرش و او از اسماء بنت ابو بكر روايت كرده كه گفت : دست پيامبر در دارايى ابو بكر باز بود و آنگاه كه حج گزاردند ، دست او و ابو بكر يكى بود « 4 » . اين هم ميانجيان سند روايت : 1 - محمّد بن احمد وراق ، به گفتهء حاكم ، ابو بكر بن اسحاق او را دروغگو مىشمرده است « 5 » . 2 - ابراهيم بن عبد اللّه مخرمى دارقطنى مىگويد : سخن او شايستهء اعتماد نيست ، وى از زبان كسانى كه سخنشان قابل‌اعتماد است ، رواياتى نادرست بازگو كرده « 6 » . 3 - سلمة بن حفص سعدى كه استادى از مردم كوفه بوده است . ابن حبان گويد : وى حديث‌سازى مىكرده ، آنگاه روايتى ناستوده از او آورده و گفته : روا نيست كه سخن او را
هامش
( 1 ) . بقرة 2 / 262 . ( 2 ) . تفسير رازى : 2 / 347 . ( 3 ) . ر ك : تفسير قرطبى : 1 / 132 ؛ تفسير خازن : 1 / 19 ؛ تفسير شوكانى : 1 / 16 . ( 4 ) . حلية الاولياء : 1 / 33 . ( 5 ) . لسان الميزان : 5 / 51 . ( 6 ) . همان : 1 / 72 .