تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
گرفت و البته دوست من هم ابو بكر است « 1 » . و نيز با روايت ساختگى ديگرى ابو نعيم از طريق ابو هريه از زبان پيامبر آورده : هر پيامبرى ، از ميان امّتش دوستى دارد و البته دوست من هم ابو بكر است « 2 » . و چنين است كه روايات ساختگى ، يكى با ديگرى ناسازگار درمىآيد ، چرا كه هر يك از سازندگان از آنچه ديگرى ساخته و بافته ناآگاه است و هركدامشان در بافتن دروغ‌ها توانايى و گشاده‌دستى ويژهء خود دارند و خداوند نيز از آنچه انجام مىدهند ، ناآگاه نيست . و پيش از همهء اينها بايد ميانجيان سند آن روايت را نگريست و آسيبى را كه با بودن اسماعيل ( ابن عبد اللّه ، ابو عبد اللّه بن ابو اويس و خواهرزادهء مالك و راويى و هم‌نژاد او ) در آن هست ، پيش چشم داشت ، زيرا ابن ابى خيثمه مىگويد : او راستگوست با خردى ناتوان كه نتواند نيكو روايتگرى نمايد و او را چنان كسى نمىشناسند كه آنچه بايستهء اين كار است ، بگذارد يا جز از نگاشته‌اش برخواند . معاويه بن صالح نيز گويد : او و پدرش در كار روايتگرى ناتوانند . ابن معين گويد : او و پدرش حديث دزدى مىكرده‌اند ، و ابراهيم بن جنيد از زبان يحيى بن معين آورده كه او دروغگو و بىارزش و درهم‌گوى بوده است . نسائى گفته : در اين كار ناتوان است . همو در جاى ديگر مىگويد : سخن او قابل اعتماد نيست ، و لالكائى گفته : نسائى در نكوهش او چندان پيش رفته كه كارش به رها كردن روايات او انجاميده و شايد هم دربارهء او زمينه‌هايى براى وى آشكار شده كه براى ديگران آشكار نشده است ، زيرا از سخن همهء اينان برمىآيد كه او در اين كار ناتوان است . ابن عدى گويد : او از زبان دايىاش روايت‌هايى دور از باور بازگو كرده كه هيچ‌كس در زمينهء آنها از وى پيروى ننموده است . آرى ، اين نيز از همان گزارش‌هاى دور از باور است كه او از زبان دايىاش بازگو كرده است .
هامش
( 1 ) . كنز العمّال : 6 / 138 . ( 2 ) . همان : 6 / 140 .