نيز چون و چرايى نيست كه سزاى دشنامگوى اگر از سر ستم بگويد ، در روز رستاخيز داده مىشود ، و پاسخ دادن به او به آنگونه كه نه ستمگر آن را بشنود تا هشيار شود و از دشنامگويى بازايستد ، و نه ستمديده بشنود تا دلش خنك شود ، و نه هيچكس ديگر بشنود تا بدكردار رسوا گردد و شايد دست از زشتكارى بكشد . چنين دادنى از واكنشهاى بيخردانه است . آرى ، خطيب در تاريخ خود از طريق سهل بن صقين با سندى گسسته از زبان ابو هريره آورده است كه پيامبر گفت : راستى كه خداى تعالى را در آسمان هفتاد هزار فرشته است كه دشنامگويندگان به ابو بكر و عمر را نفرين مىفرستند « 1 » .
جز اينكه خود خطيب در دنبالهء اين روايت مىنويسد : سهل حديثساز بوده است « 2 » .
30 - سخنرانى پيامبر در برترى ابو بكر
بخارى روايت كرده است كه پيامبر گفت : همهء درهايى را كه به مسجد باز مىشود ، ببنديد ، مگر در ابو بكر را « 3 » و در بخش كوچيدن به مدينه از طريق ابو سعيد خدرى آورده است كه گفت : رسول خدا براى مردم سخنرانى كرد و گفت : براستى خداوند بندهاى را مخيّر ساخت كه از ميان اين جهان و آنچه در نزد خداست يكى را برگزيند . خدرى گفت :
پس ابو بكر بگريست و ما از گريهء او در شگفت شديم كه رسول خدا دربارهء بندهاى گزارش دهد كه كارگزينش به خود او واگذار شده باشد ، امّا دانستيم كه آن كس خود پيامبر بوده است و ابو بكر نيز داناترين ما بود كه آن سخن را دريافت . پس پيامبر خدا گفت : كسى كه بيش از همهء مردمان با همراهىها و دادن دارايى خويش بر من منّت دارد ، ابو بكر است و اگر من دوستى جز پروردگارم برمىگزيدم ، البته ابو بكر را برمىگزيدم ، آن هم براساس برادرى و دوستى اسلامى . بنابراين ، همهء درهايى را كه به مسجد باز مىشود بايد ببندند ، مگر درى كه از آن ابو بكر است « 4 » .
و روايت ابن عساكر افزونىاى به اين گونه دارد : ما دانستيم كه او جانشين وى خواهد
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد : 5 / 280 .
( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 5 / 280 .
( 3 ) . المناقب ، بخارى : 5 / 242 .
( 4 ) . همان : 6 / 44 .