شد ، و در تفسير رازى نيز سخن پيامبر به اين گونه آمده : از ميان همهء مردمان هيچكس نيست كه بيش از ابن ابو قحافه [ ابو بكر ] با همراهىها و دادن آنچه در دست داشت ، بر ما منت نهاده باشد « 1 » .
امينى گويد : اكنون بازگرديد بدانچه پيش از اين نگاشتيم « 2 » ، اعتمادتان به دروغى كه در روايت بالا دربارهء درهاى مسجد و بسته شدن آنها آمده بيشتر گردد ، آنگاه ابن تيميه را ببينيد كه پيرامون آن ، چه هوچىگرىها به راه انداخته است .
از ديگر آگاهىهايى كه از اينروايت به دست مىآيد ، يكى سخن ابو سعيد است كه گفت : ابو بكر داناترين ما بود ، با آنكه آن دانش ( آگاهى از نزديك بودن مرگ پيامبر ) ويژهء ابو بكر نبود و همهء كسانى كه در بازپسين ديدار پيامبر اكرم از خانهء خدا ، سخنان وى را شنيده و به خاطر سپرده بودند ، اين دانش را داشتند ، زيرا در ميان آن گفتهها فرازهايى از اين گونه كه در جلد نخست آورديم ، به گوش مىخورد : نزديك است كه مرا بخوانند و من نيز بپذيرم . تازه اگر هم گرفتيم كه اين دانش را به جز خليفه كسى نداشته است ، باز مگر اين چه دانشى است كه به آن تواند باليد ؟ آيا مىتوانست به يارى آن ، گره كورى را در زمينهء فقه بگشايد ؟ يا پرسشهاى دشوار فلسفه را پاسخ بدهد ؟ يا روشنگر پيچيدگىهايى باشد كه در علوم دينى است ؟ يا از رازهاى نهفتهء آفرينش پرده بردارد ؟
هيچيك از اين خواستهها را از آن دانش و آگاهى آنچنانى انتظار نمىتوان و فرض هم كه تنها او آن را دارا بوده ، تازه خود آن چيزى نيست مگر آگاهى از اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن سخن را دربارهء خويش گفته است و شايد هم پيشتر در اينباره چيزى از وى شنيده بود كه در اين هنگام به يادش آمد و ما در جلد هفتم ، هنگام گفتگو از داناتر بودن اين مرد به اندازهاى در اينباره سخن رانديم كه بيش از آن نمىتوان . پس به همانجا مراجعه كنيد .
دربارهء اين هم كه از زبان پيامبر آوردهاند : ابو بكر بيش از همهء مردمان با همراهىها و بخشيدن دارايى خود بر من منت نهاد ، مىپرسيم : كدامين كس ، كدام منت را در همراهى با پيامبر اكرم و در بخشيدن دارايى خويش در راه آيين وى بر او نهاده ؟ هركس كار
هامش
( 1 ) . مفاتيح الغيب : 2 / 347 .
( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 3 / 176 - 187 .