تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
دولابى او را در جرگهء كسانى ياد كرده كه در كار روايتگرى ناتوانند و مىگويد : از نصر بن سلمهء مروزى شنيدم كه مىگفت : ابن ابو اويس ، دروغساز است كه از زبان مالك پرسش‌هاى ابن وهب را بازگو مىكرد . عقيلى نيز در نامه‌اى كه دربارهء همين ناتوانان پرداخته ، از زبان يحيى بن معين آورده است كه ابن ابى اويس به پشيزى نمىارزد . دارقطنى گفته : در بازگوگرى روايات درست ، او را برنمىگزينم . اسماعيل نيز در المدخل او را ياد كرده مىگويد : در سبكى او چيزها گفته‌اند كه يادآورى آنها را خويش نمىدارم . برخى گفته‌اند : در پيروى از سنّت از او دورى گزيديم . ابن حزم در الملحى مىنويسد : ابو الفتح ازدى گفت : سيف بن محمّد مرا حديث كرد كه ابن ابى اويس . حديث‌ساز بوده است . نسائى از طريق سلمة بن شبيب آورده است كه او گفت : از اسماعيل بن ابو اويس شنيدم كه مىگفت : هرگاه مردم مدينه كارشان دربارهء چيزى به چند دستگى مىكشيد ، براى رهاندن ايشان از اين گرفتارى به روايت‌سازى مىپرداختم « 1 » . خوب ! با همهء اينها آيا گزاف‌گويى و ياوه‌سرايى نيست كه نووى در ديباچهء شرح صحيح مسلم مىنويسد : دانشواران كه خدايشان بيامرزاد ، همداستان شده‌اند كه پس از قرآن كريم درست‌ترين كتابها صحيح بخارى و صحيح مسلم است ؟ آيا نگاشته‌اى كه حديثش اين و سرگذشت رجال اسنادش اين باشد ، و تازه اين يكى از بهترين و كم‌آسيب‌ترين آنهاست ، مىتواند درست‌ترين كتابها پس از قرآن به شمار آيد ؟ سهمناك است سخنى كه از دهان ايشان بيرون مىآيد ! « 2 » حال اگر درست‌ترين نگاشته‌هاى ايشان كه همگى بر درستى آن همداستانند چنين باشد ، ديگر نگارش‌هاشان به هنگام ارزيابى چگونه خواهد بود ؟
هامش
( 1 ) . تهذيب التهذيب : 1 / 312 . ( 2 ) . كهف 18 / 5 .