تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
شايسته‌اى كند ، به سود خود كرده و آنكه بدى كند ، به خويش زيان رسانيده است « 1 » . اگر نيكوكارى كنيد ، با خود نيكويى كرده‌ايد و اگر بدى كنيد ، نيز با خود كرده‌ايد « 2 » اين رسول خدا بود كه با خواندن و راه نمودن و پيراستن همهء آدميان بر ايشان منت نهاد و اگر كسى با او همراهى نمود و به وى يارى رساند ، سود خود را در آن ديده و نيكى خود را خواسته است . بر تو منت مىنهند كه مسلمان شده‌اند ، بگو : با مسلمان شدن خويش بر من منت ننهيد ، زيرا خداست كه با راهنمايى شما به گرويدن به كيش خود بر شما منت مىنهد ، اگر راستگو باشيد « 3 » . براستى كه خداوند بر گروندگان به آيين راستين منت نهاد كه از ميان ايشان پيامبرى برانگيخت تا آسايش را كه براى راه نمودن به سوى او بايسته است ، برايشان بخواند و ايشان را پاكيزه گرداند و كتاب آسمانى و فرزانگى به ايشان آموزد ، هر چند كه پيش از آن در گمراهى آشكار بودند « 4 » . و تازه به گونه‌اى كه ترا آگاه خواهيم ساخت ، ابو بكر دارايىاى نداشته كه با بخشيدن آن منتى بر پيامبر بنهد ، و داستان دوست گرفتن پيامبر را هم كه در دنبالهء اين روايت آمده ، در جلد سوم آورديم و ساختگى بودن آن را روشن كرديم ؛ گذشته از آنكه ناسازگار است با حديث ساختگى ديگرى كه حافظ سكرى از طريق ابىّ بن كعب آورده كه او گفت : من ديرتر از همهء مردم از پيامبر شما جدا شدم . پنج شب پيش از درگذشت او بر وى درآمدم و او دو دست خود را مىگردانيد و مىگفت : براستى هيچ پيامبرى نبوده مگر از ميان امّت خود دوستى برگرفته و براستى دوست من از ميان امّتم ابو بكر بن ابو قحافه است . آگاه باشيد كه خدا مرا همان‌گونه دوست خود گرفت كه ابراهيم را دوست خود گرفت « 5 » . همچنين با روايت ساختگى ديگرى طبرانى از طريق ابو امامه از زبان پيامبر آورده است : براستى خداوند مرا همان‌گونه دوست خود گرفت كه ابراهيم را دوست خود
هامش
( 1 ) . فصّلت 41 / 46 . ( 2 ) . اسراء 17 / 7 . ( 3 ) . حجرات 49 / 17 . ( 4 ) . آل عمران 3 / 164 . ( 5 ) . الرياض النضرة ، محب طبرى : 1 / 83 ؛ ارشاد السارى ، قسطلانى : 6 / 83 .