تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
ترساندن مردم از گنج نهادن و زر اندوختن داشته‌اند و هيچ‌يك از ايشان نيز دربارهء كسى از راويان آنها به گفتگو نپرداخته و هيچ كدام از آنان را هدف اتهامى همچون آنچه ابو ذر را بدان متهم داشتند نگردانيدند : با اينكه اگر بتوان آنها را بر معناى درستى حمل كرد و به تأويل آنها پرداخت آنچه را نيز ابو ذر گزارش كرده است مىتوان ؛ و با آن يكسان است . پس چه مانعى از تأويل گزارش‌هاى ابو ذر هست ؟ و چرا از ميان آن همه ياران پيامبر ، تنها او را هدف تيرهاى تهمت گردانيده‌اند ؟ با اينكه غرض ابو ذر از آن تبليغات ، اين نبود كه مردم را به پرهيز از كالاهاى جهان وادارد تا از اين راه به پاكيزه ساختن جان بپردازند و به مراتب كمال برسند بلكه اعتراض او به گروهى بود كه - چنانچه با گستردگى دربارهء آن سخن گفتيم - گنج‌هايى از زر و سيم و آن هم از راه‌هاى ناروا برهم انباشته بودند . ابن كثير كه گواه استوارى براى ادعاى خود در سخنان ابو ذر نيافته ، رفتار او در زندگى شخصىاش را دستاويز گردانيده و گويد : هنگامى كه او نزديك معاويه مىزيست وى احضارش كرد و خواست بداند آيا كار وى با سخنش هماهنگ هست يا نه پس هزار دينار براى وى فرستاد و او آن را در همان روز از ميان اين و آن بخش كرد و پس از آن ، آورندهء پول را باز به سراغ او فرستاد تا به وى گفت : معاويه آن پول را داده بود تا من به ديگرى برسانم و من اشتباها به تو دادم ، زرها را بياور . او گفت آه ! از دست من به دررفت ولى هر گاه پول خودم رسيد حساب ترا هم با آن مىپردازم . كه از داستان بالا نيز بيش از اين برنمىآيد كه ابو ذر در پارسايى به جايى رسيد كه سياه و سفيد خود را در اين راه فدا كرد و كارش نشانهء آن نيست كه به فتواى او چنين رفتارى بر همگان واجب بوده بلكه نمايندهء پايگاه بسيار والايى است كه در پارسايى و بخشندگى و نيكوكارى داشته كه در اين راه نيز سرور آدميان صلّى اللّه عليه و آله بر او پيشى گرفت ، چنان زيست كه خود آگاهيد و در حالى درگذشت كه زر و سيم و غلام و كنيز و گوسفند و شترى از وى بر جاى نماند و زرهش در نزد يهودىاى بود « 1 » كه آن را در برابر سى پيمانه
هامش
( 1 ) . طبقات ، ابن سعد چاپ مصر شمارهء پياپى 836 ، 837 ؛ مسند ، احمد : 1 / 300 ؛ تاريخ ، خطيب بغدادى : 4 / 396 .