مىدهد تا از چانهء او تا گام وى را با آن داغ كنند « 1 » .
17 - و آوردهاند كه ابو يعلى از طريق ابو هريره نقل كرده است كه پيامبر گفت : دينارى بر روى دينار نهاده نشود و نه درهمى بر روى درهم مگر پوست ( صاحبان ) آن را پهن كنند و با همان ( سكّه ) ها پيشانىها و پهلوها و پشتهاى ايشان را داغ نهند ( و گويند ) اين است آنچه گنج نهاده بوديد براى خويش ، پس بچشيد آنچه را اندوخته و گنج مىنهاديد .
18 - احمد از طريق عبد اللّه بن ابى الهنذيل آورده است كه وى گفت : دوستى مرا حكايت كرد كه پيامبر گفت : مرگ بر سيم و زر ، و همان دوست گزارش داد كه من با عمر بن خطاب برفتم و او پرسيد اى پيامبر اينكه مىگويى مرگ بر سيم و زر . پس ما چه بيندوزيم ؟ پيامبر گفت : زبانى ياد كنندهء خدا و دلى سپاسگزار او و همسرى كه در كار جهان ديگر ، يارى برساند « 2 » .
19 - احمد و ترمذى و ابن ماجه از طريق سالم بن ابو الجعد آوردهاند كه ثوبان گفت :
چون دربارهء سيم و زر ، فرود آمد آنچه فرود آمد ، پس مردم گفتند : چه مالى را برگيريم ؟
عمر گفت : من اين را براى شما مىپرسم . پس بر روى شترى پريده و آن را شتابان به حركت درآورد تا به پيامبر رسيد و من نيز در پى او بودم ، پس گفت : اى پيامبر خدا چه مالى را برگيريم ؟ گفت : دلى سپاسگزار و زبانى ياد كنندهء خدا و همسرى كه يكى از شما را بر كار جهان ديگر يارى دهد .
20 - و بيش از همهء اينها چه پيشواى حنبليان احمد از طريق خود عثمان بن عفان گزارش كرده است كه به موجب آن ، پيامبر گفت : به جز سايهء خانه و ظرف نان و پيراهنى كه اندام پوشيدهء فرد را نهان دارد و آب ، همهء چيزهاى ديگرى كه بيش از اينها باشد آدميزاد را حقى در آن نيست « 3 » . كه اين گزارش را ابو نعيم نيز آورده است « 4 » .
اين حديثها را پيشوايان فقه و پاسداران حديث و رجال تفسير در نگاشتههايشان آورده و مستند نظرياتى قرار دادهاند كه خود دربارهء پارسائى و انفاقهاى مستحب و
هامش
( 1 ) . تفسير ، ابن كثير : 2 / 353 .
( 2 ) . همان : 2 / 351 .
( 3 ) . مسند ، احمد : 1 / 64 .
( 4 ) . حليلة الاولياء : 1 / 61 .