تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
گزارش بالا را بزار با اسنادى نيكو آورده و طبرانى هم در الكبير خود آن را با اين عبارت نقل كرده : آيا نترسيدى كه براى آن ، بخارى در آتش دوزخ بلند شود ؟ 2 - ابو هريره گويد : پيامبر به ديدار بلال رفت و او براى وى مقدارى خرما كه گرد آورده بود بياورد . وى گفت : بلال اين چيست ؟ گفت : اى پيامبر خدا آن را براى تو اندوخته‌ام . گفت : نمىترسى كه همين را برايت بخارى در آتش دوزخ بگردانند ؟ بلال انفاق كن و در برابر خداوند صاحب عرش از تنگدستى پروا مدار . اين گزارش را بو يعلى و نيز طبرانى در الكبير و الاوسط به اسنادى نيكو آورده‌اند . 3 - اسماء دختر ابو بكر آورده است كه پيامبر گفت : بخل مكن تا در برابرت بخل ننمايند و در يك گزارش : انفاق كن ، يا : ببخشاى يا : بپاش و از بخشش دست مدار كه خدا نيز از بخشش به تو خوددارى مىكند و نعمت را پيش خود نگاه مدار كه خدا نيز بدينگونه رفتار خواهد كرد . اين گزارش را نيز بخارى و مسلم و ابو داود بازگو كرده‌اند . 4 - بلال آورده است كه پيامبر گفت : اى بلال ! مستمند بمير و توانگر نمير . گفتم : چگونه اين‌سان باشم ؟ گفت : هرچه روزىات شد پنهان مكن و هرچه از تو خواستند از بخشيدن آن خوددارى منما . گفتم : اى پيامبر خدا چگونه اين‌سان باشم ؟ گفت : همين است و گرنه سر و كارت با آتش خواهد بود . اين گزارش را نيز طبرانى در الكبير و ابن حبان در كتاب الثواب بازگو كرده و حاكم نيز گذشته از نقل آن ، صحت آن را گواهى كرده است . 5 - انس بن مالك گويد : سه مرغ براى پيامبر ارمغان آوردند ، يكى را به خدمتگزارش بخشيد و او چون فردا شد آن را بازآورد و پيامبر به او گفت : مگر من ترا منع نكرده بودم كه چيزى را براى فردا نگاه مدار كه براستى روزى فردا را خداوند خواهد داد . اين گزارش را هم ابو يعلى و بيهقى آورده‌اند و رجال سند ابو يعلى مورد اطمينانند . 6 - انس بن مالك آورده است كه پيامبر چيزى را براى فرداى خود نمىاندوخت . اين گزارش را ابن حبان در صحيح خود و نيز بيهقى آورده‌اند . 7 - سمرة بن جندب آورده است كه پيامبر گفت : من جز با ترس ، به درون اين اطاق