تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
است كه چگونگىاش را روشن ساختيم « 1 » و هرگز هيچ گفتار آشكار و حتى اشاره‌اى از ابو ذر نرسيده است كه نسبتى را كه به وى مىدهند تأييد كند بلكه ديديد همهء آنچه از او يا دربارهء او گزارش كرده‌اند ، با اين نسبت ، ناسازگار است . 2 - درگيرى ميان او و معاويه را كه آلوسى بر سر مفاد و ظاهر و باطن آيه دانسته ، به آن صورت نبوده و ما از صحيح بخارى نقل كرديم « 2 » كه كشمكش بر سر مورد نزول آن بود نه مفاد آن ؛ كه معاويه مىپنداشته اين آيه ، تنها دربارهء اهل كتاب فرود آمده ولى ابو ذر آن را عام مىشمرده و ايشان و مسلمانان - هردو - را طرف خطاب مىدانسته . كه هم مقصود ابو ذر را از انفاق و مقدارى كه بايد از مال انفاق كرد دانستيم و هم اين را كه مقصود او « بخشيدن تمام آنچه بيش از نيازمان داريم » نيست بلكه انجام دستورهايى است كه دين براى انفاق داده - از واجب و مستحب - و ديديم اعتراض او به كسانى بود كه گنج‌هاى سيم و زر نهاده و كارى همچون احتكاركنندگان خوراك مردم مرتكب مىشدند و جامعه را از سودهاى آن دو فلز گرانبها محروم ساخته و به ويژه تهيدستان را از حقوقى كه دين براى ايشان در آن دو معين داشته بىبهره مىگرداندند كه در همهء اين زمينه‌ها با گستردگى سخن رانديم . 3 - آنچه را نيز از داستان كعب الاحبار گزارش كرده است ، ما چگونگى حال را در مورد آن ، روشن ساختيم و آنچه را دربارهء اين داستان رسيده با همهء جدايىهايى كه در فرازهايش است برايت خوانديم و ديدى كه بيشتر بافته‌هاى آلوسى را در آنها نمىتوان يافت از جمله اينكه « كعب به ابو ذر گفت : براستى كيش يگانه‌پرستى اسلام . . . » و اينكه : وى به پشت عثمان پناه برد و ابو ذر پرواى آن نكرد و ضربت به عثمان خورد . . . كه اى كاش مىگشت و براى بافته‌هاى خودش مأخذى - هرچند از سست‌ترين كتاب‌ها يا گردآورده‌هاى داستان‌پردازان - ياد مىكرد ولى وى فقط خواسته ابو ذر را كه در جهان برزخ است به زدن ضربه‌اى بر عثمان متّهم داشته و شورشى عليه وى برانگيزد كه ما به يارى پژوهشى درست ، نگذاشتيم خواب خوش او تعبير شود و به آرزويش برسد .
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 3 ) : 8 / 320 . ( 2 ) . همان : 8 / 295 .