كه - براى رساندن آنچه ايشان خوانده - رساتر و گوياترست جز اينكه از آنان هم پيشتر رفته و نيشها و سخنان دردآورى نيز نثار ابو ذر كرده است و مىگويد :
ولى ابو ذر غفارى بر آن رفته كه هركسى بايد هرچه را بيش از نياز خود و خانوادهاش دارد در راه خدا ببخشد ولى هيچيك از ياران پيامبر را نمىشناسيم كه با او در اين عقيده شريك باشد بلكه بسيارى از خردمندان و فرزانگان مسلمان ، با وى دربارهء اين اصل به معارضه برخاستهاند پس بىچونوچرا ابو ذر در اين برداشت خود به خطا رفته و پس از اينكه روشن شد وى بر خطا بوده و برداشت او با قرآن و سنت پيامبر و بنيادهاى اسلام و آموزشهاى آن سازش نداشته ، ديگر پيروىكردن از او روا نيست .
ما اكنون به نكوهش و سرزنش اين نويسنده نمىپردازيم چرا كه اولا گفتيم وى از همهء آنچه براى حكم قطعى دادن در اينگونه مباحث لازم است به دور بوده و كار را براساس خوشگمانى به همان دروغبافان نهاده و گمان برده است كه ايشان به بنيادهاى اسلام نزديكاند و حقيقت آنچه را پيرامون آن داورى مىكنند مىشناسند كه اگر كار به گونهاى بود كه او پنداشته ، البته حق با ايشان بود هرچند ما مىتوانيم او را بازخواست كنيم كه اكتفاكردن به حسن ظن - و آن هم هنگامى كه مسألهء داورى قاطع عليه يكى از بزرگان ملت در ميان است - درست نيست و او مىبايد در بررسى آن پندارها منتهاى كوشش را به كار ببرد ويژه آنكه در يكى از پايتختهاى مسلمانان - بغداد - است و پايگاه دين و دانش - نجف اشرف - بيخ گوش اوست كه در آنجا دانشمندان و نگارندگان و پژوهشگران هستند و او به آسانى مىتواند از اين و آن ، آگاهىهايى به دست آورد . و با اين همه ، ما او را سرزنش نمىكنيم كه چرا در داورى ، روش پسنديده را رها كرده ؛ و كار او و مانندههاى آن را يكى از بازدههاى تباه هيأت داوران مىشماريم و بازخواست همه را متوجه آنان مىدانيم كه گويا مىپندارند كار نيكويى كردهاند و شادمانند كه حكمى نادرست پراكنده و به يكى از بزرگان ملت تهمتى زدهاند كه افراد عادى مسلمان نيز از آن بدورند . آرى ، اين كارها در چشم ايشان ، پاسدارى از حريم پاك اسلام است و نبرد با ويرانگرىهاى كمونيسم ! و پاسخ به خطرى كه از سوى آن مكتب ، دين را تهديد مىكند . و گويا شاخ ديو
الغدير ( فارسى ) — صفحة 526
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٢٦